تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
معقولاتى را تميز دهد كه فضيلت نظرى ، آن‌ها را به طور محصل بدون آن اعراض ، جعل كرده بود . « 1 » پس فضيلت نظرى و فضيلت فكرى برتر و فضيلت خلفى برتر و صناعت برتر هيچ‌يك از ديگرى جدا نيستند . در غير اين صورت ، نهايتا در آن‌ها خلل پديد آمده و كامل نخواهند بود و نمىتوانند به عنوان غايت كامل برتر لحاظ شوند . بله ، ممكن است فضايل خلقيه پس از فضايل نظرى و فكرى پديد آيند ؛ يعنى وقتى كه به وسيلهء فضيلت نظرى به صورت معقول تحصيل گشت سپس فضيلت فكرى آن‌ها را تميز دهد و اعراضى را استنباط نمايد كه صورت معقول اين فضايل با مقترن شدن اين اعراض به آن‌ها موجوديّت خارجى مىگيرد . با اين بيان فضيلت فكرى نيز بر فضايل خلقيه مقدم است . اكنون جاى اين بحث باقى است كه اگر فضيلت فكرى مقدم بر فضيلت خلقى است ، پس مىتوان در مورد كسى كه داراى فضيلت فكرى است كه به وسيلهء آن ، فضايل خلقيه را استنباط مىنمايد گفت فضيلت فكرى او ، جداى از فضايل خلقيه است . در اين صورت اگر فضيلت فكرى ، به طور منفرد و جداى از فضيلت خلقى وجود داشته باشد ، نمىتوان گفت كسى كه داراى قدرت استنباط فضايل خير است خود نيز الزاما شخص خوبى است ، همين‌طور اگر داراى يك فضيلت باشد نمىتوان [ درباره‌اش ] چنين گفت . پرسيدن اين سؤال منطقى است كه اگر چنين شخصى
هامش
( 1 ) . جمله‌اى كه با فان كان مزمعا شروع مىشود ترجمه نشد .