و زيباترين امور را در مورد اكتساب اموال در شهر استنباط مىنمايد .
چنين شخصى سزاوار است از فضيلت خلقيهاى برخوردار باشد كه به وسيلهء آن از تمام فضايل جزييهاى كه در تمام اصناف مردمى كه مالى به دست مىآورند وجود دارد ، استفاده نمايد . حال صناعات نيز سزاوار است اينچنين باشد ؛ يعنى صناعت رئيسهاى كه هيچ صناعت ديگرى بر آن مقدم نيست ، صناعتى است كه وقتى اراده كنيم كارى كه به آن مربوط است را به طور كامل انجام دهيم برايمان ممكن نباشد ، مگر اينكه فعاليتهايى كه در تمام صنايع ديگر انجام مىشود را مورد استفاده قرار دهيم ، و آن صناعتى است كه براى رسيدن به مقصود آن ، تمام صناعتهاى ديگر لازم است . اين صناعت است كه سرآمد تمام صناعتهاى ديگر است و از تمام صناعتهاى ديگر قوىتر است و آن فضيلت خليقهء نيز از تمام فضايل خليقه ديگر قوىتر است .
سلسله مراتب صناعات
38 . پس در مراتب بعدى ، پس از اين صناعت ساير صناعات قرار مىگيرند . پس در يك جنس خاص از صناعتى ، آن صناعتى كاملتر و قوىتر است كه براى رسيدن به غايت آن ، استعمال صنايع ديگرى كه در آن جنس وجود دارند لازم است . نمونه اين مسأله صناعتهاى جزيى است كه نسبت به ساير صناعات همجنس خود رياست دارد ؛ مثلا صناعت رهبرى لشكر ، صناعتى است كه با استفاده از افعال صنايع جنگى جزيى مىتوان به غرض آن رسيد . همينطور صناعتى