خود از امور نافع و زيبا استنباط مىكرد ، از چيزهاى بسيار بسيار بزرگ بوده مثل امرى كه با توجه به غايت برترى به طور مشترك براى يك امّت يا امم متعدد يا يك شهر نافعترين بود و از جمله چيزهايى بود كه در مدت زمان طولانى تبدّل نمىيافت ، بايد فضايل خلقى او نيز با اين فضايل فكرى مناسبت داشته باشد ، همينطور اگر فضايل فكرى او در استنباط امور نافع ، با توجه به غايتى خاص نزد پديدآورندهاى خاص خلاصه مىشود ؛ آنگاه فضيلت فكرى او نيز به همين اندازه مىباشد . پس هرچه اين فضايل فكرى كاملتر بوده از قوت رياست ( برترى ) بيشترى برخوردار باشند ، فضايل خلقى كه به آنها مقترن هستند نيز رياست ( - برترى ) شديدترى داشته ، قوت بيشترى خواهد داشت .
فضايل فكرى بلندمدت
33 . اگر فضيلت فكرى كه به وسيلهء آن ، با توجه به غايات مشترك ، نزد پديدآورندگان مشترك ، براى امتها يا يك امّت يا يك شهر ، آنچه نافعتر و زيباتر است استنباط مىشود ، و برخى از اين استنباطها نيز تبدّل نمىيابند و تغيير نمىكنند ، مگر در مدتهاى طولانى ، داراى كاملترين رياستها و بيشترين قدرتهاست . آنگاه فضايلى كه با اين فضيلت همراه هستند در ميان تمام فضايل كاملترين رياست و قوىترين نيرو را دارند .
فضايل فكرى كوتاهمدت
34 . در پى آن فضيلت فكرى مىآيد كه به وسيلهء آن استنباط امور نافع ،