« امام جواد » و « امام حسن عسكرى » ( عليهم السّلام ) اقتدا كرده است و « بخارى » از اين بزرگواران نيز روايتى نقل ننموده ، بلكه از سبط اكبر ، سيّد جوانان بهشت « امام حسن مجتبى ( ع ) » نيز چيزى نياورده است .
بلى ، او از « مروان بن حكم » ، « عمران بن حطان » ، « عكرمهء بربرى » و از امثال اينان نقل خبر نموده است « 470 » -
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
.
« ابان » نوشتههاى پرارزشى دارد كه مىتوان « تفسير غريب القرآن » را از آنها به شمار آورد ، كه در آن براى استشهاد دربارهء كلماتى كه در قرآن آمده - از جنبههاى ادبى آن - از « اشعار عرب » گواه فراوان اقامه كرده است « 471 » .
« عبد الرحمن بن محمّد ازدى كوفى » ، بعدا آمده و « كتاب ابان » و « كتاب محمد بن سائب كلبى » و « كتاب ابن روق ، عطية بن حارث » را جمع كرده ، و همه را يك كتاب قرار داده است ، سپس موارد اختلاف و اتّفاق آنها را توضيح داده است . بنابراين ، گاهى « كتاب ابان » به تنهائى مشاهده مىشود و گاهى همراه با كتابى ديگر ؛ و اين ، به خاطر همان كارى است كه « عبد الرحمن » انجام داده است .
اصحاب ما ، هر كدام از اين دو كتاب را با « سند معتبر » و از طرق
هامش
( 470 ) رجوع كنيد به كتاب العتب الجميل على اهل الجرح و التعديل ( سيد محمد بن عقيل ) ص 58 ط بيروت .
( 471 ) رجوع كنيد به الفهرست ( شيخ طوسى ) ص 41 .