توجّه به مصائبى كه از « زمان فقدان رسول خدا ( ص ) » شروع شده بود . اين « فاجعه » - با همان كوبندگيش - مردم را ناچار ساخت تا در بارهء « اساس اين مصيبت » به بحث و كاوش پردازند ؛ آنها را واداشت تا از « ريشهها و اسباب » آن جستجو به عمل آورند ، كه بالاخره بذر و نهالهاى آن را شناختند ، و متوجّه شدند كه اين « مصائب » از « كجا ! » شروع شده است . بدين خاطر بود كه مسلمانانى كه رگ مردانگى در بدنشان بود ، براى « حفظ مقام اهل بيت ( ع ) » و يارى آنها به پا خاستند ، چرا كه فطرت و سرشت بشرى علاقهمند به يارى « مظلوم » است و از « ستمگر و ظالم » متنفّر .
گويا مسلمانان ، پس از اين « فاجعه » ، در دورهاى جديد قرار گرفتند ؛ لذا ، به موالات و دوستى « امام علىّ بن الحسين زين العابدين ( ع ) » پرداختند و براى آگاهى از « اصول و فروع دين » به او پيوستند . همچنين در تمام مطالبى كه از « قرآن و سنّت » گرفته مىشود ، يعنى سائر « فنون اسلامى » ، به او مراجعه نمودند و پس از او به فرزندش « امام باقر ( ع ) » روى آوردند . لذا ، اصحاب اين دو امام ( امام سجّاد « ع » و امام باقر « ع » ) - كه از « اسلاف شيعه » به شمار مىآيند - هزاران نفر بودند كه شمارش آنها ممكن نيست . امّا كسانى كه نامهاى آنها و شرح حالشان در كتابهاى « رجال » آمده ، يعنى آنها كه از « علماى اصحاب » به شمار مىآمدند قريب « چهار هزار » نفرند و تعداد كتابهائى كه نوشتهاند « ده هزار » يا بيشتر مىباشد . اين كتابها را هر كدام از
المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٣٩٧