تمام نبود ، و شيعيانش نيز برهانى نداشتند ؛ امّا آن جناب بين حفظ دين و نگهدارى حقّش در خلافت مسلمانان ، جمع نمود .
« امام على ( ع ) » در آن هنگام كه مشاهده فرمود « حفظ اسلام » و ردّ تجاوز دشمنان آن ، بسته به مسالمت و هماهنگى است ، طريق مسالمت را پيش گرفت ؛ و « صلح با خلفاء » را - به خاطر « حفظ امّت » ، « نگهدارى ملّت » و « بقاء دين » - بر گرفتن حقّش مقدّم داشت . او براى مقدّم داشتن آخرت بر دنيا ، و قيام به « يك واجب عقلى و شرعى » ، يعنى « مقدّم داشتن اهم بر مهم در مقام تعارض » ، آشتى با آنها را پذيرفت .
بنابراين ، اوضاع آن عصر ، اجازهء مقاومت با « شمشير » و قيام با « استدلال و احتجاج » را نمىداد .
2 - اشاره به « احتجاجات » امام ( ع ) و دوستانش با وجود موانع
2 - و با اين وصف ، او و فرزندانش ، و دانشمندان علاقهمند به وى ، همواره « وصيّت پيامبر ( ص ) » را متذكّر مىشدند و « نصوص آشكار » آن را منتشر مىساختند و به آن « احتجاج » مىنمودند . محقّقان و متتبّعان ، از اين معنى بىاطّلاع نيستند .