ملاحظه فرماييد ! كه در « روز رحبه » ، در ايّام خلافتش ، چگونه مردم را براى يادآورى « روز غدير » جمع فرمود ! همه را گرد آورد و به آنها گفت : « شما را به خدا سوگند مىدهم ! هر مسلمانى از پيامبر ( ص ) شنيده كه در « روز غدير » چه فرمود ، بپاخيزد ، و آنچه را شنيده شهادت دهد ! و به جز كسى كه در آن روز ، پيامبر ( ص ) را مىديده ، به پا نخيزد ! »
سى نفر از « صحابه » - كه دوازده نفر آنها از « اهل بدر » بودند - به پا خاستند و به آنچه در مورد « نصّ غدير » شنيده و شاهد بودند ، شهادت دادند « 398 » .
و اين ، تلاشى بود كه اوضاع دشوار آن روز ، در اثر « قتل عثمان و فتنهء بصره و شام » به وى اجازه مىداد انجام دهد . و سلام بر او با آن مقام بلندش ! كه « نصّ غدير » را كه داشت از اذهان محو مىگرديد و به دست فراموشى سپرده مىشد ، بار ديگر زنده ساخت . و براى آن جمعيّت عظيمى كه در « رحبه » گرد آمده بودند ، موقف رسول خدا ( ص ) در « روز
هامش
( 398 ) رجوع كنيد به پانوشتهاى 221 ، 223 ، 224 و 225 .
و در رابطه با اينكه حضرت ، مطالبهء حقّ خود نمودند رجوع نماييد به الامامة و السياسهء ( ابن قتيبه ) ج 1 ص 11 و 143 ط مصطفى محمد مصر ، شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 6 ص 11 - 12 و ج 9 ص 306 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل ، المناقب ( خوارزمى ) ص 224 ط الحيدريه و كفاية الطالب ( گنجى شافعى ) ص 386 ط الحيدريه . و پانوشتهاى 181 ، 182 ، 183 ، 346 ، 402 ، 403 ، 404 ، 405 ، 406 ، 407 ، 408 ، 409 ، 410 ، 411 ، 412 ، 413 ، 414 و 415 را نيز ملاحظه نماييد !