سرعت گير تا پيش از رسيدن اخبار ، به محلّ نبرد برسى ! » « 374 »
تعداد فراوانى از اين « اوامر » وجود دارد كه در آن « سريّه » ، مورد عمل قرار ندادند .
و گروهى از آنان ، بخشيدن « رياست سپاه » به « اسامه » را مورد طعنه قرار دادند - چنان كه پيش از آن ، در مورد « امارت » پدرش نيز طعنه زدند و در آن باره ، زياد انتقاد و ايراد كردند - با آنكه ديده بودند پيامبر ( ص ) « امارت لشكر » را به او سپرده و به او فرموده است : « ولايت و رياست اين سپاه را به تو سپردم » « 375 » و ديده بودند كه آن حضرت با بدن تب دار ، با دست خودش « پرچم » را براى او بست ، امّا همهء آنچه ديده بودند ، آنها را از طعنه زدن بازنداشته بود تا اينكه رسول خدا ( ص ) بر طعنه زنان سخت خشمگين شد و - در حالى كه سر خود را با قطيفهاى پيچيده بود و از درد و تب ، رنج مىبرد - از خانه بيرون آمد تا آنان را از اين « طريق خلاف » بازدارد .
هامش
( 374 ) رجوع كنيد به المغازى ( واقدى ) ج 3 ص 1117 و 1123 ، السيرة الحلبيهء ( حلبى شافعى ) ج 3 ص 207 ، السيرة النبويهء ( زين دحلان ) در حاشيهء السيرة الحلبيهء ( حلبى شافعى ) ج 2 ص 339 و الطبقات الكبرى ( ابن سعد ) ج 2 ص 190 .
( 375 ) رجوع كنيد به شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 1 ص 159 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل ، المغازى ( واقدى ) ج 3 ص 1117 ، السيرة الحلبيهء ( حلبى شافعى ) ج 3 ص 207 ، السيرة النبويهء ( زين دحلان ) در حاشيهء السيرة الحلبيهء ( حلبى شافعى ) ج 2 ص 339 و الطبقات الكبرى ( ابن سعد ) ج 2 ص 190 .