! تنزيلى است از ناحيهء پروردگار عالميان « 366 » » .
و نيز گويا مطالعه نكرده بودند كه مىفرمايد : « صاحب شما گمراه نشده و در بيراهه نيست ، و از روى هوا و هوس سخن نمىگويد ، آنچه مىگويد ، به او وحى شده ، فردى نيرومند و قوى به او تعليم داده است « 367 » » .
و گويا ديگر « آيههاى روشن » ، امثال اين آيات را نشنيدهاند كه تصريح دارد وى « معصوم » است و سخنانش از « هذيان » و از « كلمات بدون فكر » پيراسته است . علاوه ، « عقل » ، خود مستقلا دلالت بر « عصمت » وى مىكند كه « پيامبر » هرگز « بيهوده » نمىگويد .
امّا « حقيقت » اين است كه آنها مىدانستند آن حضرت ( ص ) مىخواهند « عهد و پيمان خلافت » را محكمتر كند و « نصّ بر وصايت و خلافت على ( ع ) بالخصوص و بر ائمّهء عترت ( ع ) به طور عموم » را مؤكّد سازد . لذا ، او را از اين كار بازداشتند - چنان كه « عمر بن خطّاب » در بحث و گفتگوئى كه بين او و « ابن عباس » در گرفته - به آن ، تصريح كرده است « 368 » .
هامش
( 366 ) سورهء حاقه ( 69 ) آيات 40 - 43 .
( 367 ) سورهء نجم ( 53 ) آيات 2 - 5 .
( 368 ) در رابطه با اعتراف عمر - به اينكه او از آن نوشته جلوگيرى كرد تا پيامبر حكومت را براى على قرار ندهد - رجوع كنيد شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد معتزلى ) ج 12 ص 79 سطر 3 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل . - پانوشت 420 و متن آن را نيز ملاحظه نماييد !