پيامبر « ص » ) مورد سؤال قرار مىگرفت ، مىگفت : از « على » بپرسيد ! كه او اين كار را عهده دار بود .
از « جابر بن عبد اللّه انصارى » رسيده : « كعب الاحبار » از « عمر » پرسيد : آخرين سخنى كه پيامبر گفت ، چه بود ؟ « عمر » پاسخ داد : از « على » بپرس ! « كعب » از « على » پرسيد و آن حضرت پاسخ داد : پيامبر ( ص ) را به سينهام تكيه دادم ، سرش را روى شانهام گذارد و فرمود :
« الصّلاة ، الصّلاة » ( نماز ، نماز ) ، « كعب » گفت : درست است ، آخرين سفارش پيامبران همين است ، آنها به همين مأمورند و به خاطر همين مبعوث شدهاند . « كعب » پرسيد : چه كسى او را غسل داد ؟ « عمر » گفت : از « على » بپرس ! « كعب » پرسيد ، و « على » پاسخ داد : من غسلش دادم « 326 » .
از « ابن عبّاس » پرسيده شد : شما ديديد رسول خدا ( ص ) به هنگام وفات ، سرش در دامن كى بود ؟ پاسخ داد : بلى ، به سينهء « على » تكيه داده بود . به او گفته شد : « عروه » از « عايشه » نقل كرده كه پيامبر بين دست و سينهء او وفات يافت ، « ابن عباس » آن را انكار نموده گفت : آيا عقلت باور مىكند ؟ ! سوگند به خدا ! رسول خدا ( ص ) در حالى كه به « على » تكيه داده بود وفات يافت و همو بود كه او را غسل داد « 327 » .
هامش
( 326 ) رجوع كنيد به كنز العمال ( متقى هندى ) ج 4 ص 55 ح 1106 ط 1 و الطبقات الكبرى ( ابن سعد ) ق 2 ج 2 ص 51 ط ليدن .
( 327 ) رجوع كنيد به كنز العمال ( متقى هندى ) ج 4 ص 55 ح 1108 ط 1 و الطبقات الكبرى ( ابن سعد ) ق 2 ج 2 ص 51 ط ليدن .