علاوه ، پيامبر ( ص ) در آغاز دعوت اسلام ، در مكّه ، پيش از آنكه اسلام به مرحلهء ظهور برسد ، به هنگام نزول آيهء
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
« 320 » ، « على » را « وصى » قرار داد - چنان كه قبلا توضيح داديم - . و پس از آن همواره وصيّتش را به او تكرار مىكرد و پىدرپى بىآن را مورد تأكيد قرار مىداد ، كه به موارد بسيارى در پيش اشاره كرديم .
حتّى هنگامى كه در حال احتضار بود - كه پدر و مادرم فدايش باد ! - خواست « وصايت » در مورد « على » را بنويسد ، وصيّتهاى لفظيش را مؤكّدتر و ريسمانهاى نصوص زبانش را محكمتر سازد ، لذا فرمود :
« ايتونى اكتب لكم كتابا لن تضلّوا بعده ابدا » ( بيائيد ! برايتان نوشتهاى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ) ، امّا آنها در كنار بسترش به نزاع پرداختند ! - در حالى كه نبايد نزد پيامبر به نزاع برخيزند - نزاع كردند و گفتند : پيامبر هذيان مىگويد « 321 » ! !
پيامبر ( ص ) مىدانست ، پس از اين گونه سخن دربارهاش ، براى « نوشته » اثرى جز « فتنه » نخواهد بود . به اين جهت به آنها فرمود :
« برخيزيد ! » و به همان پيمانهاى لفظى اكتفا نمود . با اين حال ، به هنگام مرگ به سه چيز وصيّت نمود : « على را ولىّ و سرپرست امّت قرار دهند ،
هامش
( 320 ) سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 214 . - در اين باره رجوع كنيد به پانوشت 91 .
( 321 ) رجوع كنيد به صحيح ( بخارى ) كتاب الجهاد و السير باب جوائز الوفد ج 4 ص 85 ط مطابع الشعب و ط محمد على صبيح و صحيح ( مسلم ) كتاب الوصية ج 11 ص 89 - 93 ط مصر با شرح نووى .