چون حواس و احساسها را او پديد آورده پس خود نمىشود داراى آن حواسّ باشد و چون جواهر و اعراض را او با اين خصوصيّات و ويژگيها آفريده لذا خود داراى جوهر و عرض نيست .
نور را با تاريكى ، رطوبت را با خشكى و سرما را با گرما ضدّ هم قرار داده است . اشياء همجنس را با هم جمع كرده و ناهمجنسها را از هم جدا ساخته و بدينوسيله و به واسطهء اين جمع و تفريقها بر وجود خويش راهنما شده است .
در قرآن كريم مىفرمايد :
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
. « 1 »
هرچيزى را جفت آفريديم تا شايد شما به ياد خدا باشيد .
از اينكه در موجودات ، غرايزى گوناگون قرار داد ، گواه آورد كه صانع آنها چنين غرايزى را ندارد و چون اشياء هريك در وقت و زمانى واقعند معلوم گرديد كه خود او در محدودهء زمان قرار نمىگيرد . بعضى از موجودات را از نظر برخى ديگر پنهان ساخت تا اثبات كند كه ميان او و بندگانش ، حجابى جز وجود ناقص خود آنها نيست .
او پيش از آنكه بندهء پرورده و يا پرستندهاى در روى زمين پيدا شود ، پروردگار و آفريدگار بود . و قبل از آنكه معلوم و يا مسموعى باشد ، او عالم و شنوا بود » .
هامش
( 1 ) - الذاريات : 49 .