مىگرفت و خود ، جزو دلايل هستى واجب الوجود مىشد .
او منبع تمام قدرت و نيروست ، لذا هيچ موجودى نمىتواند در او اثر بگذارد و بالأخره خدايى است كه تغييرپذير نبوده و از بين نمىرود و از انظار ارباب معرفت ، پنهان نمىشود .
خداوند پس از فناى جهان ، تنها باقى است و چيزى با او نيست ، همچنانكه پيش از خلقت عالم بود ، همانطور پس از آن خواهد بود بدون ملاحظهء وقت ، زمان و مكان ؛ چون در مرحلهء ذات بارىتعالى تمام اين مفاهيم ، معدومند و موجودى جز ذات او - كه برگشت تمام ماسوى به سوى اوست - وجود ندارد » .
على عليه السّلام در اين بخش از سخنانش به بيان تمام صفات ثبوتى و سلبى پرداخته و ضمنا روشن مىسازد كه نوع قبل و بعد و پيش و پس بودن خداوند نسبت به مخلوقات ، غير از قبل و بعد زمانى است ؛ چنانكه در فصل پنجم در معناى ازل توضيح داده شد و بيان على عليه السّلام در آنجا نقل گرديد :
اگر گفته شود : « خدا هميشه بوده » ، مقصود اين است كه عدم و نيستى بر او پيشى نگرفته است .
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٠