على عليه السّلام سپس در پايان سخنانش اشعارى خواند كه مطلعش چنين است :
و لم يزل سيّدى بالحمد معروفا * و لم يزل سيّدى بالجود موصوفا
« 1 » « خداى من هميشه با صفات و ثناهاى و الا شناخته شده و دائما با جود و فيض بىكرانش در حال افاضه بوده است » .
على عليه السّلام در اين بيان گرانقدرش به تشريح معناى تشبيه و تنزيه صفات حق پرداخته و چگونگى امكان مشاهدهء ربوبى را توجيه مىكند .
على عليه السّلام در اين فراز از سخنانش منظور از رؤيت خدا را روشن ساخته و اثبات مىكند كه آن جسمانى ، عضوى و مشاهدهء مستقيم نيست و نيز با دريافت حدّ منطقى كه عقل به كمك مفهوم صفات و خواص ذاتى هرچيز ، به آن مىرسد ، صورت نمىگيرد بلكه اين مشاهده فقط در پرتو ايمان خالص و توحيد حقيقى ، تحقّق پيدا مىكند .
ضمنا على عليه السّلام به توضيح ايمان و اخلاص پرداخته و چنين مىگويد كه حجاب مادّه و محدوديّتهاى ماهوى ، سبب غيبت برخى از اشياء از بعضى ديگر است و مانع از مشاهدهء جمال حق نيز جز همين محدوديّت و نقص وجودى و مادّى بودن خودمان ، نمىباشد .
اگر چنانچه فرد مؤمن نسبت به ذات حق اخلاص ورزد و با كمال اخلاص مفاهيم وصفى و صفات زايد را از وجود حق پاك گرداند و نتيجتا دلش را از علاقه به تمام ماسوى ببرّد و جز به ذات پروردگار
هامش
( 1 ) - توحيد : 309 .