كرديد . اگر گورهايشان شكافته و كردارهاى شما برايشان عرضه شود شگفت خواهند كرد كه چگونه عذاب بر شما نمى رسد و از شما بازداشته شده است مگر نمى بينيد كه چگونه خلافت الهى و امامت و پيشوايى مسلمانان به تباهى كشيده شده است تا آنجا كه خاندان مروان - يعنى خاندان لعنت و راندگان رسول خدا ( ص ) و قومى از بندگان آزاد شده كه نه از مهاجرانند و نه از تابعان - خلافت را دست به دست كردند ، و مال خدا را خوردند ، خوردنى و با دين خدا بازى كردند ، بازى كردنى و بندگان خدا را بردگان خود قرار دادند . بزرگ ايشان ، آن را به كوچك خود ارث مىدهد . اى واى بر اين امت كه چه ناتوان و تباه شده است آنان همچنان با كارهاى ناپسند خود و كوچك شمردن كتاب خدا كه آن را پشت سرافكندهاند در گذشتند ، اينك آنان را لعن و نفرين كنيد كه خداى لعن و نفرينشان كند آنچنان كه سزاوارند . آرى عمر بن عبد العزيز كه از ميان ايشان به ولايت رسيد كوششى كرد ولى به جايى نرسيد و از آنچه اظهار مى داشت ناتوان شد تا درگذشت .
ابو الفرج مى گويد : درباره عمر بن عبد العزيز نه بد گفت و نه خوب و چنين ادامه داد : پس از او يزيد بن وليد بن عبد الملك به ولايت رسيد نوجوانى كم خرد و گول و ناتوان كه در مورد هيچيك از كارهاى مسلمانان امين نبود او به حد رشد و كمال نرسيده بود و خداوند عز و جل در مورد مال يتيم مى فرمايد : « اگر از ايشان رشد و صلاحى ديديد اموالشان را به ايشان بدهيد » و حال آنكه در پيشگاه خداوند كار امت محمد ( ص ) و احكام خونها و نواميس آن بزرگتر و مهمتر از مال يتيم است هر چند مال يتيم نيز در پيشگاه خدا بزرگ است .
يزيد بن وليد بن عبد الملك نوجوانى است كه از لحاظ امور جنسى و شكمبارگى نابكار است . مال حرام مى خورد و باده مى نوشد و دو جامه مى پوشد كه به حرام و ناروا بافته شده است و بهاى آن را از راه نامشروع و با سيلى زدن بر چهرهها و كندن موهاى مردم فراهم شده است . او كارهايى را كه خداوند براى هيچ بندهء شايسته و پيامبر مرسلى روا نداشته است روا مى داد . دو كنيز معروفه خود « حبابه » و « سلامه » را بر چپ و راست خود مى نشاند كه براى او با ترانههاى شيطانى آواز بخوانند و در همان حال بادهء نابى را كه به نص صريح حرام است مى نوشد و چون
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٤٨