تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
در قديد فرود آمده بودند روياروى مى شد به ياران خويش چنين گفت : شما فردا با قومى روبرو مىشويد كه اميرشان آن چنان كه به من خبر رسيده است از فرزند زادگان عثمان است يعنى نخستين كس كه با سنت خلفا مخالفت كرد و سنت و روش پيامبر ( ص ) را دگرگون ساخت . همانا كه سپيده دم براى كسى كه داراى چشم است روشن و واضح است . اينك فراوان خدا را ياد كنيد و قرآن بخوانيد و خود را آمادهء مرگ كنيد . و صبح زود پنجشنبه نهم صفر سال يكصد و سى كنار آنان فرود آمد . ابو الفرج اصفهانى مى گويد : عبد العزيز در آن شب به غلام خود گفت : براى ما علف فراهم ساز . گفت : بسيار گران است . عبد العزيز گفت : اى واى بر تو كه فردا گريه كنندگان بر ما گران ترند . ابو حمزه مختار در اين هنگام بلج بن عقبه را پيش ايشان فرستاد تا آنان را به صلح و تسليم فرا خواند . بلج همراه سى سوار پيش آنان آمد ، نخست خدا را فرايادشان آورد و از ايشان خواست از جنگ با آنان خوددارى كنند و به آنان گفت : راه ما را باز گذاريد تا به شام برويم و به سوى كسانى حركت كنيم كه به شما ستم كرده‌اند و در حكمرانى بر شما ظلم و جور روا داشته‌اند و خشم ما را در مورد خودتان قرار مدهيد كه ما قصد جنگ با شما نداريم . مردم مدينه آنان را دشنام دادند و گفتند : اى دشمنان خدا آيا سزاوار است كه ما دست از شما برداريم و شما را آزاد بگذاريم تا در زمين تباهى بار آوريد . خوارج در پاسخ آنان گفتند : اى دشمنان خدا ، آيا ما در زمين تباهى بار مى - آوريم و حال آنكه براى جلوگيرى از تباهى قيام و خروج كرده‌ايم و مى خواهيم با كسانى از شما كه با ما جنگ مى كنند و غنايم را ويژه خود قرار مى دهند جنگ كنيم ، اينك در مورد خود به دقت بنگريد و كسى را كه خداوند اطاعت كردن از او را بر عهده شما قرار نداده است خلع كنيد كه « نبايد از مخلوق در كارى كه معصيت از خالق است پيروى كرد » و همگان به صلح و سلامت در آييد و اهل حق را يارى دهيد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 41 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى