خطبه ( 100 )
از سخنان آن حضرت ( ع ) [ در اين خطبه كه مشتمل بر پيشگويى هايى در مورد خونريزى ها و فتنههاست و با اين عبارت « الحمد لله الاول قبل كل اول » ( سپاس خداوندى را كه نخست پيش از همه نخستهاست ) شروع مىشود ، پس از توضيح عبارت كه بر مبناى كلام معتزله است . ضمن شرح جملهء « گويى به گمراهى مى نگرم كه در شام بانگ برداشته و رايات خود را در نواحى كوفه به جنبش درآورده است » چنين گفته است ] : اين سخن كنايه از عبد الملك بن مروان است و صفات و نشانههايى كه على عليه السلام بيان فرموده است در او بيش از ديگران بوده است . او هنگامى مدعى خلافت براى خود شد كه در شام قيام كرد و همين معنى بانگ برداشتن اوست و رايات خود را در اطراف كوفه به جنبش درآورد كه يك بار شخصا به عراق آمد و مصعب را كشت و سپس اميرانى چون برادر خود ، بشر بن مروان را به حكومت كوفه گماشت و سرانجام حكومت كوفه را به حجاج بن يوسف ثقفى سپرد كه در آن هنگام شدت حكومت عبد الملك و پايكوبى او بود و كار به راستى دشوار شد و فتنههايى در جنگهاى با خوارج و عبد الرحمن بن اشعث بروز كرد . چون روزگار عبد الملك به سر آمد ، نابود شد ولى رايات فتنههاى پيچيده و دشوار همچنان پا بر جاى بود نظير جنگهاى فرزندان عبد الملك با خاندان مهلب و جنگهاى آنان با زيد بن على بن - حسين عليه السلام و ديگر فتنههايى كه در كوفه به روزگار حكومت يوسف بن عمر و خالد قسرى و عمر بن هبيرة و اميران ديگر پديد آمد و چه ظلم و درماندگى و كشته - شدن ها و غارت اموال ها كه صورت گرفت .
گفته شده است : اين سخن امير المومنين عليه السلام كنايه از معاويه و فتنههايى است كه به روزگار او پديد آمد و فتنههايى كه پس از او به دست يزيد و عبيد الله بن - زياد صورت گرفت و واقعه شهادت امام حسين عليه السلام پيش آمد ، ولى همان سخن اول صحيح تر است ، زيرا معاويه به روزگار امير المومنين عليه السلام در شام بانگ برداشته بود و مردم را به حكومت خود فراخوانده بود و حال آنكه سياق سخن دلالت بر آن دارد كه كسى در آينده بانگ برخواهد داشت و مگر نمى بينى كه مى فرمايد : « گويى به گمراهى مى نگرم كه در شام بانگ برداشته است » .
[ سپس ضمن خطبه از ظهور دولت ديگرى وعده مىدهد كه كنايه از دولت