تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
به عايشه رسيد ، گفت : خدايش از رحمت دور بدارد اين نتيجه كارهاى خودش بود و خداوند نسبت به بندگان ستمگر نيست . گويد : قيس بن ابى حازم روايت مىكند و مى گويد : در سالى كه عثمان كشته شد حج گزارده است و هنگامى كه خبر مرگ عثمان به عايشه رسيد همراه او بوده است كه عايشه آهنگ مدينه كرد . قيس مى گويد : ميان راه مى شنيده كه عايشه مى گفته است : اى صاحب انگشت شل ، بشتاب . و هر گاه از عثمان نام مى برده مى گفته است : خداوند او را از رحمت خود دور بدارد تا آنكه خبر بيعت با على به او رسيده است . قيس مى گويد : در اين هنگام عايشه گفت : دوست مى داشتم آسمان بر زمين مى افتاد . و فرمان داد شترانش را به مكه برگردانند . من هم با او به مكه برگشتم . ميان راه گاه مى ديدم با خود چنان سخن مى گويد كه پندارى با كسى سخن مى گويد و مى گفت : پسر عفان را مظلوم كشتند من به او گفتم : اى ام المومنين ، مگر همين دم نشنيدم كه مى گفتى خداوند او را از رحمت خويش دور بدارد و من پيش از اين ترا در حالى ديده‌ام كه نسبت به عثمان از همه خشن تر و زشتگوتر بوده‌اى . گفت : آرى چنين بود ، ولى چون در كار او نگريستم آنان نخست از او خواستند توبه كند و چون مانند سيم سپيد و پاك شد ، در حالى كه روزه بود و محرم ، در ماه حرام به سوى او هجوم بردند و كشتندش . گويد : از طرق ديگر روايت شده است كه چون خبر كشته شدن عثمان به عايشه رسيد گفت : خدايش از رحمت دور بدارد گناهش او را كشت و خداوند قصاص كارهايش را از او گرفت . اى گروه قريش ، مبادا كشته شدن عثمان شما را اندوهگين سازد آن چنان كه آن مرد سرخ روى ثمود قوم خود را اندوهگين و درمانده كرد . همانا سزاوارترين مردم به حكومت ذو الاصبع [ طلحه ] است . و همين كه اخبار بيعت با على عليه السلام به او رسيد گفت : بيچاره و درمانده شوند كه هرگز حكومت را به خاندان تيم باز نمى گردانند . طلحه و زبير براى عايشه كه در مكه بود نامه‌يى نوشتند كه : مردم را از بيعت با على بازدار و خونخواهى عثمان را آشكار ساز . آن نامه را همراه خواهر زاده عايشه يعنى عبد الله بن زبير براى او فرستادند . عايشه چون آن نامه را خواند ستيز خود را ظاهر ساخت و آشكارا خونخواه عثمان شد . ام سلمه ( رض ) هم در آن سال در مكه بود و چون رفتار عايشه را ديد خلاف او رفتار كرد و دوستى و يارى على عليه السلام