آرى مى دانيم . فرمود : آيا مى دانيد كه من نخستين مسلمانم گفتند : آرى مى دانيم .
فرمود : كداميك از ما از لحاظ نسب به رسول خدا ( ص ) نزديك تريم گفتند : تو . در اين هنگام عبد الرحمان بن عوف سخن على را بريد و گفت : اى على مردم جز عثمان را نمى خواهند ، تو راهى براى كشتن خود قرار مده . سپس عبد الرحمان به ابو طلحه گفت : عمر به تو چه فرمان داده است گفت : فرمان داده است هر كس جماعت مسلمانان را پراكنده سازد بكشم . عبد الرحمان به على گفت : در اين صورت بيعت كن و در غير آن صورت راه مومنان را پيروى نكردهاى و ما آنچه را فرمان دادهاند درباره تو اجرا مى كنيم . فرمود : « به خوبى مى دانيد كه من براى خلافت از هر كس غير از خودم شايستهتر و سزاوارترم و به خدا سوگند ، تسليم مى شوم . . . » تا آخر فصل .
آنگاه دست دراز كرد و بيعت فرمود .
خطبه ( 76 )
از سخنان آن حضرت ( ع ) دربارهء بنى اميه [ در اين خطبه كه با عبارت « آن بنى امية ليفوقوننى تراث محمد صلى اللّه » « همانا بنى اميه از ميراث محمد ( ص ) اندكى به من مى دهند » شروع مىشود ابن - ابى الحديد بحث تاريخى كوتاهى دارد كه چنين است ] : بدان كه اصل خبر را ابو الفرج على بن حسين اصفهانى در كتاب اغانى با اسنادى كه به حارث بن حبيش مى رساند آورده است كه او گفته است : سعيد بن عاص هنگامى كه از سوى عثمان امير كوفه بود هدايايى به مدينه فرستاد و همراه من هديهيى