تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
هنگامى كه آهنگ بيعت با عثمان كردند و با عبارت « لقد علمتم انى احق بما من غيرى ، و و اللّه لا سلمن ما سلمت امور المسلمين . . . » ( به خوبى مى دانيد كه من به خلافت از هر كس ديگرى غير از خودم سزاوارترم و به خدا سوگند ، تا هنگامى كه امور مسلمانان سلامت بماند تسليم هستم . . . ) شروع مىشود ، ابن ابى الحديد ضمن توضيح پاره‌يى از لغات ، مطالب زير را آورده است ] : على عليه السلام به اهل شورى مى گويد : شما با آنكه مى دانيد من از هر كس ديگر جز خودم به خلافت سزاوارترم در عين حال از من عدول مى كنيد . سپس سوگند مى خورد كه هر گاه در تسليم شدن او و انصرافش از حق خودش سلامت امور مسلمانان باشد و جور و ستمى جز بر او روا ندارند تسليم خواهد بود . و اين سخن فقط از كسى همچون على عليه السلام است كه چون بداند يا گمان استوار داشته باشد به اينكه اگر جنگ و ستيز كند بر اسلام رخنه و سستى وارد مىشود آن را انتخاب نمى كند . هر چند كه بايد حق را با منازعه طلب كرد ، و در عين حال اگر بداند يا گمان استوار داشته باشد كه در خوددارى از طلب حق خود فقط رخنه و سستى در حق او اعمال مىشود ولى اسلام از فتنه در امان مى ماند بر خود واجب مى بيند كه چشم پوشى كند و در ضايع شدن حق خود شكيبا باشد و دست نگهدارد تا اسلام از فتنه مصون بماند . اگر [ اعتراض كنى و ] بگويى : چرا على عليه السلام در قبال معاويه و اصحاب جمل تسليم نشد و بر غصب حق خود چشم پوشى نكرد تا اسلام از فتنه مصون بماند مى گويم جور و ستم اصحاب جمل و معاويه و مردم شام چنان نبود كه فقط مخصوص على عليه السلام باشد بلكه جور و ستم ايشان همه مسلمانان و اسلام را در برگرفته بود و آنان در نظر على از كسانى نبودند كه براى رياست امت و كشيدن بار خلافت شايسته باشند و در واقع شرطى كه براى تسليم بودن خود فرموده بود كه « جور و ستم فقط نسبت به شخص من انجام شود » متحقق نبود . و اين سخن على عليه السلام دلالت دارد بر آنكه او معتقد نبوده است كه خلافت عثمان متضمن جور و ستمى بر مسلمانان و اسلام است بلكه خصوصا متضمن جور و ستم بر او بوده است و در خلافت عثمان به طور خاص بر او ستم رفته است
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 281 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى