و از جمله سخنان ابن مقفع در نكوهش ترس اين است : ترس ، خود مايه مرگ و آزمندى مايهء محروميت است . در آنچه ديده و شنيدهاى بنگر و دقت كن آيا كسانى كه به جنگ روى آوردهاند بيشتر كشته شدهاند يا آنان كه گريختهاند و بنگر و ببين هر كس به نحو پسنديده و با كرامت از تو چيزى مى طلبد سزاوارتر به بخشيدن است و نفس تو در بخشش به او آرامتر است يا آن كس كه با حرص و آز مطالبه مىكند
خطبه ( 69 )
سخنان آن حضرت در شب ضربت خوردن [ در اين خطبه كه با عبارت « ملكتنى عينى و انا جالس فسنح لى رسول الله صلى الله عليه ، فقلت يا رسول الله ماذا لقيت من امتك من الاود و اللدد . . . » ( در حالى كه نشسته بودم خواب چشمم را در ربود رسول خدا بر من آشكار شد عرضه داشتم : اى رسول خدا چه بسيار كژى و ستيز كه از امت تو ديد ديدم . . . ) شروع مىشود پس از توضيح برخى از لغات و اصطلاحات مبحث تاريخى زير آمده است . ] :
خبر كشته شدن على ، كه خداى چهرهاش را گرامى داراد
لازم است همين جا موضوع كشته شدن على عليه السلام را نقل كنيم و صحيح ترين مطلبى كه در اين مورد وارد شده است همان چيزى است كه ابو الفرج على بن حسين اصفهانى در كتاب مقاتل الطالبيين آورده است .
ابو الفرج على بن حسين ، پس از ذكر سلسله اسناد متفاوت و مختلف از لحاظ لفظ كه داراى معناى متفق است و ما گفتار او را نقل مى كنيم ، چنين گفته است : تنى چند از خوارج در مكه اجتماع كردند و درباره حكومت و حاكمان مسلمانان سخن گفتند و بر حاكمان و كارهاى ايشان كه بر ضد خوارج صورت گرفته بود خرده گرفتند ، و از كشته شدگان نهروان ياد كردند و بر آنان رحمت آوردند و برخى به برخى ديگر گفتند : چه خوب است ما جان خود را براى خداوند متعال