اگر روز قيامت او را ببينى ، و تصور نمى كنم كه او را ببينى ، در حالى خواهى ديد كه ساقهاى پايش را برهنه كرده و به چهره اشخاصى نظير تو مى كوبد و آنانرا از كنار حوض [ كوثر ] مى راند همانگونه كه شتران بيگانه را مى رانند .
ابراهيم مى گويد : محمد بن عبد الله بن عثمان ، از مدائنى ، از عبد الملك بن عمير ، از عبد الله بن شداد براى من نقل كرد كه عايشه پس از كشته شدن محمد سوگند خورد كه هرگز تا هنگامى كه مى ميرد گوشت كباب شده نخورد ، و هيچگاه پاى او نمى لغزيد مگر اينكه مى گفت : نابود باد معاوية بن ابى سفيان و عمرو عاص و معاوية بن حديج ابراهيم مى گويد : هاشم روايت مى كرد كه چون خبر كشته شدن محمد و آنچه نسبت به او كرده بودند به مادرش اسماء بنت عميس رسيد خشم خود را به ظاهر فروخورد و به محل نمازگزاردن خود رفت و چنان شد كه خون از دهان [ يا پستانهاى ] او فوران كرد . ابراهيم مى گويد : ابن عايشه تيمى ، از قول رجال خود ، از كثير نوا نقل مى كرد كه به روزگار زندگى رسول خدا ( ص ) ابو بكر به جنگى رفته بود . اسماء بنت عميس كه همسرش بود خواب ديد گويى ابو بكر موهاى سر و ريش خود را حنا بسته و جامه سپيدى بر تن دارد . او پيش عايشه آمد و خواب خود را براى او نقل كرد . عايشه گفت : اگر خوابت درست باشد ابو بكر كشته شده است ، خضاب او خون او و جامه سپيدش كفن اوست و گريست . در همين حال كه او مى گريست پيامبر - ( ص ) وارد شد و پرسيد : چه چيزى او را به گريه واداشته است گفتند : اى رسول خدا ، كسى او را به گريه نينداخته است اسماء خوابى را كه درباره ابو بكر ديده است بيان كرد ، و چون براى پيامبر نقل شد فرمود : « چنان نيست كه عايشه تعبير كرده است بلكه ابو بكر به سلامت باز مى گردد و اسماء را مى بيند و اسماء به پسرى حامله مىشود و نامش را محمد خواهد گذاشت و خداوند او را مايه خشم كافران و منافقان قرار مىدهد » .
گويد : و همان گونه بود كه رسول خدا ( ص ) خبر داد .
ابراهيم ثقفى مى گويد : محمد بن عبد الله ، از مدائنى براى ما نقل كرد كه چون
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٢٨