[ به دروغى ] هستى و نيز پنداشتهاى كه مردم اين سرزمين مرا از خود رانده و از پيروى من پشيمان شدهاند . آنان حزب تو و حزب شيطان رجيم هستند و خداوند پروردگار جهانيان ما را بسنده و بهترين كارگزار است . و من بر خداوند نيرومند مهربان كه پروردگار عرش عظيم است توكل كردهام .
ابراهيم ثقفى مى گويد : محمد بن عبد الله ، از مدائنى نقل مى كرد كه مى گفته است : عمرو عاص آهنگ مصر كرد . محمد بن ابى بكر ميان مردم برخاست و پس از سپاس و ستايش خداوند چنين گفت : اما بعد ، اى گروه مسلمانان و مؤمنان همانا مردمى كه هتك حرمت مى كنند و در گمراهى مى افتند و با زور و ستم گردنكشى مى كنند به دشمنى شما برخاستهاند و با لشكرها آهنگ شما كردهاند . هر كس بهشت و آمرزش را مى خواهد به جنگ آنان برود و در راه خدا با آنان جهاد كند . خدايتان رحمت كناد همراه كنانة بن بشر شتابان برويد .
حدود دو هزار مرد با كنانة رفتند و محمد بن ابى بكر همراه دو هزار تن از پى آنان بود و در پايگاه خويش اندكى ماند . عمرو بن عاص به مقابله كنانة كه فرمانده مقدمه محمد بن ابى بكر بود آمد و همين كه عمرو نزديك كنانة رسيد گروهها را پياپى به مقابله كنانة فرستاد ، گروهى بعد از گروهى ، ولى هر گروهى از شاميان كه مى رسيد كنانة با همراهان خود بر آنها حمله مى كرد و چنان ضربه مى زد كه آنان را به سوى عمرو عاص مى راند و اين كار را چند بار انجام داد . عمرو عاص كه چنين ديد به معاوية بن - حديج كندى پيام فرستاد و او با شمار بسيارى به يارى او آمد . كنانة چون آن لشكر را بديد از اسب خويش پياده شد يارانش هم پياده شدند او شروع به شمشير زدن بر آنان كرد و اين آيه را تلاوت مى كرد « هيچ نفسى نمى ميرد مگر به فرمان خدا ، اجلى است ثبت شده » و چندان با شمشير بر ايشان ضربت مى زد تا آنجا كه شهيد شد .
خدايش رحمت كناد ابراهيم ثقفى مى گويد : محمد بن عبد الله ، از مدائنى ، از محمد بن يوسف نقل
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٢٥