تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
ميان لشكرگاه خودت نگهبانان و پاسداران بگمار و كنانة بن بشر را كه معروف به خيرخواهى و تجربه و دليرى است به مقابله آن قوم بفرست ، من هم مردم را بر هر مركوب رام و سركش پيش تو مى فرستم ، تو در مقابل دشمن پايدارى كن و با بصيرت پيشروى داشته باش و با نيت خالص خود و در حالى كه كار خود را براى خداوند انجام دهى با آنان جنگ كن ، و بر فرض كه گروه تو از لحاظ شمار كمتر باشند خداوند متعال گروه اندك را يارى مىدهد و گروه بسيار را خوار مى سازد . دو نامهء آن دو تبهكار را كه در گناه همدست و بر گمراهى يكدل شده‌اند و براى حكومت به يكديگر رشوه مى دهند و بر دينداران تكبر مى فروشند خواندم ، آنان كه همچون كسانى كه پيش از ايشان بودند از كار خود فقط در اين جهان بهره‌مند خواهند شد . بنابراين ، هياهو و درخشش ظاهرى آن دو به تو زيانى نخواهد رساند و اگر تاكنون به آنان پاسخ نداده‌اى پاسخى كه سزاوار آن هستند بنويس كه هر چه بخواهى براى پاسخ آنان دارى . والسلام . گويد : محمد بن ابى بكر پاسخ نامه معاويه را چنين نوشت : اما بعد ، نامه‌ات براى من رسيد ، در مورد عثمان امورى را نوشته بودى كه من از آن نزد تو پوزش نمى خواهم ، و فرمان داده بودى از تو فاصله بگيرم و دور شوم ، گويى خيرخواه منى و مرا از جنگ مى ترسانى ، گويى نسبت به من مهربانى و حال آنكه من اميدوارم جنگ به زيان شما تمام شود و خداوند شما را در آن هلاك كند و خوارى و زبونى بر شما فرود آورد و بر جنگ پشت كنيد ، و بر فرض كه در اين جهان امر به سود شما باشد ، به جان خودم سوگند چه ستمگرانى را كه شما يارى داده‌ايد و چه مومنانى را كه شما كشته و مثله كرده‌ايد . بازگشت به سوى خداوند است و كارها به او باز مى گردد و او مهربانترين مهربانان است . و از خدا درباره آنچه شما مى گوييد بايد يارى خواست . گويد : محمد بن ابى بكر پاسخ نامه عمرو بن عاص را نيز چنين نوشت : اما بعد ، نامه‌ات را فهميدم و آنچه را گفته بودى دانستم . چنين پنداشته‌اى كه خوش ندارى از تو ناخنى به من بند شود ، خدا را گواه مى گيرم كه تو از ياوه‌گويانى و حال آنكه پنداشته‌اى كه خيرخواه منى و سوگند مى خورم كه تو در نظر من متهم