تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
خواهد كرد . هيچ نيرويى جز بر خدا نيست و او ما را بسنده و بهترين كارگزار است . گويد : اين نامه در حالى به دست معاويه رسيد كه در فلسطين بود ، او همان افراد قرشى و غير قرشى را كه قبلا نام برديم فراخواند و آن نامه را براى آنان خواند و سپس پرسيد : نظرتان چيست گفتند : چنين مصلحت مى بينيم كه لشكر گران از سوى خود گسيل دارى و تو به خواست و فرمان خداوند مصر را خواهى گشود . معاويه : به عمرو عاص گفت : اى ابا عبد الله براى حركت به مصر آماده شو و او را با شش هزار تن گسيل داشت و چون عمرو عاص حركت كرد معاويه براى بدرقه او حركت كرد و هنگام بدرود او گفت : اى عمرو ترا به تقواى از خدا و مدارا سفارش مى كنم كه امر فرخنده‌اى است و تو را به درنگ كردن سفارش مى كنم كه شتاب از شيطان است و به اينكه هر كس به تو روى آورد او را بپذيرى و او را مهلت بده ، اگر توبه كرد و برگشت كه از او مى پذيرى و اگر نپذيرفت حمله كردن پس از شناخت در اتمام حجت بهتر و سرانجامش نيكوتر است . و مردم را به صلح و جماعت فراخوان و اگر پيروز شدى يارانت برگزيده و بهترين مردم در نظر تو باشند و و نسبت به همگان نيكى كن . گويد : عمرو با سپاه حركت كرد و چون به مصر نزديك شد طرفداران عثمان پيش او جمع شدند . او اقامت كرد و براى محمد بن ابى بكر چنين نوشت : اما بعد ، اى پسر ابو بكر خون و جان خود را از من دور بدار كه دوست ندارم ناخن من ترا دريابد و مردم در اين سرزمينها در ستيز با تو متحد و از پيروى تو پشيمان شده‌اند و اگر جنگ درگيرد ترا تسليم مى كنند . « از مصر بيرون رو كه من براى تو از خيرخواهانم » . والسلام . گويد : عمرو عاص همراه نامه خود نامه‌يى را هم كه معاويه براى محمد بن - ابى بكر نوشته بود براى او فرستاد و در آن نامه چنين آمده بود : اما بعد ، سرانجام ستم و شورش بدبختى بزرگ است و ريختن خون حرام ، كسى را كه مرتكب آن شده است از بدبختى در اين دنيا و عذاب سخت در آخرت به سلامت نمى دارد . و ما هيچكس را نمى دانيم كه از تو بر عثمان بيشتر ستم كرده و