بود ، براى ايراد خطبه برخاست و چنين گفت : اى مردم ما در آغاز اين دين گرفتار كارى شديم كه به خدا سوگند قبول و پذيرش آن بر ما سخت و سنگين بود و چنان بوديم كه گويا كينههاى خونخواهى داريم . و به خدا سوگند چيزى نگذشت كه سنگينى آن بر ما سبك شد و دشوارى آن بر ما آسان گرديد ، و پس از آن كه از ايمان آوردن افراد شگفت مى كرديم چنان شد كه از هر كس كه درباره بر حق بودن آن شك مى كرد دچار شگفتى مى شديم و سرانجام به همان چيزى كه از آن نهى مى كرديم فرمان داده شديم و از چيزهايى كه به آن فرمان مى داديم بازداشته شديم . به خدا سوگند چنان نبود كه در پناه عقل و انديشه مسلمان شويم ، بلكه توفيق [ خداوند ] بود . همانا كه وحى تا استوار نشد قطع نگرديد و پيامبر از ميان ما نرفته است كه پس از او پيامبر ديگرى را عوض بگيريم و پس از انقطاع وحى منتظر وحى ديگر باشيم . امروز شمار ما از ديروز بيشتر است ، در حالى كه در گذشته بهتر از امروز بوديم هر كس آن را رها كرده است او را به حال خود رها مى كنيم .
و به خدا سوگند اين صاحب امر ، يعنى ابو بكر ، كسى نيست كه از او بازخواست شود يا در مورد او اختلافى باشد و شخصيت او پوشيده و نيزهاش كژ و خميده نيست .
مردم از سخن او تعجب كردند . حزن بن ابى وهب مخزومى - كه رسول خدا ( ص ) نام او را سهل نهاده بود و او جد سعيد بن مسيب فقيه است - خالد را ستود و اين ابيات را سرود : « مردان بسيارى از قريش بر پا خاستند ، ولى هيچيك از ايشان چون خالد نبود . . . » زبير بن به كار مى گويد : محمد بن موسى انصارى كه به ابن مخرمة معروف است براى ما از قول ابراهيم بن سعد بن ابراهيم بن عبد الرحمان بن عوف زهرى نقل مى كرد : كه چون با ابو بكر بيعت و كار او مستقر شد ، گروه بسيارى از انصار از بيعت با او پشيمان شدند و برخى برخى ديگر را سرزنش كردند و على بن ابى طالب را ياد كردند و نام او را بلند بر زبان مى آوردند و حال آنكه او در خانه خود بود و پيش ايشان نيامد و مهاجران از اين موضوع بيتابى مى كردند و بيم داشتند و در اين باره سخن بسيار شد . و سخت ترين افراد قريش نسبت به انصار تنى چند بودند كه سهيل بن - عمرو يكى از افراد خاندان عامر بن لوى ، و حارث بن هشام و عكرمة بن ابى جهل كه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٥٩