رحمت كناد براى نماز خود برخيزيد .
ابن ابى عبرة قرشى در اين باره ابيات زير را سروده است : « سپاس آن را كه شايسته و سزاوار ستايش است ، ستيزه از ميان رفت و با صديق بيعت شد . . . » زبير بن به كار مى گويد : محمد بن اسحاق روايت كرده است كه چون با ابو بكر بيعت شد خاندان تيم بن مره افتخار كردند . ابن اسحاق مى گويد : عموم مهاجران و تمام انصار در اين موضوع هيچ شك و ترديد نداشتند كه پس از پيامبر ( ص ) على ( ع ) خليفه و حاكم خواهد بود . فضل بن عباس گفت : اى گروه قريش و به ويژه اى بنى تميم شما خلافت را به عوض نبوت گرفتيد و حال آن كه ما سزاوار خلافت هستيم و شما را در آن سهمى نيست . هر چند اگر مى خواستيم در جستجوى اين حكومت كه خود شايسته آنيم برآييم كراهت مردم از ما به سبب كينه و رشك ايشان نسبت به ما از كراهت آنان به ديگران بيشتر بود و ما خوب آگاهيم كه با سالار ما [ على عليه السلام ] عهدى شده است كه او پايبند آن است .
يكى از فرزندان ابو لهب بن عبد المطلب بن هاشم هم در اين مورد چنين سروده است : « گمان نمى بردم كه خلافت از بنى هاشم بيرون باشد تا چه رسد از ابو الحسن على مگر او نخستين كس از شما نيست كه بر قبله شما نماز گزارده است و از همه مردم به قرآن و سنت ها آگاهتر نيست . . . » زبير بن به كار مى گويد : على عليه السلام به او پيام داد و او را از اين كار نهى كرد و دستور فرمود ديگر اين گونه نگويد . و فرمود : سلامت دين براى ما از هر چيز ديگر بهتر است .
زبير بن به كار مى گويد : خالد بن وليد كه از پيروان ابو بكر و مخالفان على ( ع )
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٥٨