تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
و اين عين اعتقاد مذهب اعتزال است احمد بن عبد العزيز جوهرى همچنين مى گويد : احمد ، از ابن عفير ، از ابو عوف عبد الله بن عبد الرحمان ، از ابى جعفر محمد بن على ، كه خدايشان از هر دو خشنود باد ، براى ما روايت كرد كه مى فرموده است : على عليه السلام شبها فاطمه ( ع ) را بر خرى سوار مى كرد و همراه او بر در خانه‌هاى انصار مى رفت و هر دو براى اعاده حق على ( ع ) از آنان طلب يارى مى كردند . انصار مى گفتند : اى دختر رسول خدا بيعت ما براى اين مرد تمام شده است ، اگر پسر عمويت در اين مورد زودتر از ابو بكر پيش ما مى آمد ما از او عدول نمى كرديم . و على ( ع ) پاسخ مى داد : آيا من كسى بودم كه جسد مطهر پيامبر خدا را در خانه‌اش رها كنم و آن را تجهيز نكنم و پيش مردم بيايم و در مورد حكومت با آنان ستيز كنم فاطمه ( ع ) هم مى گفت : ابو الحسن جز آنچه كه براى او لازم و شايسته بوده انجام نداده است . آنان هم كارى كردند كه خداوند خود در آن مورد بسنده است . ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى همچنين از احمد ، از سعيد بن كثير ، از ابن لهيعة نقل مىكند كه چون رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود ابوذر در مدينه نبود و هنگامى برگشت كه ابو بكر حاكم شده بود . گفت : آرى به بهره و ميوهء آن دست يافتيد و پوسته آن را رها كرديد و حال آنكه اگر اين كار را در خاندان پيامبرتان قرار مى داديد حتى دو تن هم با شما اختلاف نمى كردند . جوهرى همچنين از ابو زيد عمر بن شبه ، از ابو قبيصه محمد بن حرب نقل مىكند كه چون پيامبر ( ص ) رحلت فرمود و در سقيفه بنى ساعده چنان كارى صورت گرفت ، على عليه السلام به اين بيت تمثل جست :