تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
بيعت خود با ابو بكر از تو شنيده بودند حتى دو تن هم در مورد تو مخالفت نمى كردند ، ولى اينك بيعت كرده‌اند . على به خانه خود برگشت و بيعت نكرد و در خانه خود نشست تا فاطمه ( ع ) درگذشت و سپس بيعت كرد . مى گويم [ ابن ابى الحديد ] : اين سخن دلالت بر باطل بودن ادعاى نص براى خلافت امير المومنين على و هر كس ديگر غير از او دارد . كه اگر نص صريحى وجود مى داشت همانا كه على ( ع ) به آن استناد مى كرد و حال آن كه از آن سخنى به ميان نياورده است و احتجاج او در مورد خود با ابو بكر و احتجاج ابو بكر با انصار مبتنى بر سوابق و فضايل و قرب به رسول خدا ( ص ) است و اگر نصى در مورد امير المومنين على يا ابو بكر وجود مى داشت ابو بكر از آن براى قانع كردن انصار استفاده مى كرد و امير المومنين هم از آن در مقابل ابو بكر بهره مى برد . وانگهى اين خبر و اخبار آشكار ديگر دليل بر آن است كه ميان على عليه السلام و آنان پرده‌ها برداشته شده بوده است و آشكارا آنچه بايد ، گفته مى شده است . مگر نمى بينى چگونه آنان را به ستم و ظلم بر خود نسبت مىدهد و از اطاعت آنان سر مى پيچيد و سخت ترين سخنان را به گوش آنان مى رساند و اگر نصى وجود مى داشت على ( ع ) خود يا برخى از شيعيان و گروه او به آن استناد مى كردند و بهترين مورد براى استفاده از آن بوده و پس از مرگ عروس ديگر عطر را چه ارزشى است . اين موضوع همچنين دليل بر آن است كه خبر نص در مورد ابو بكر كه در صحيح بخارى و مسلم آمده ، صحيح نيست و آن حديثى است كه گفته‌اند پيامبر ( ص ) به عايشه در بيمارى مرگ خويش فرمودند : « پدرت را پيش من فرا خوان تا براى او نامه‌يى بنويسم كه بيم آن دارم كسى سخنى گويد يا آرزويى كند و خداوند و مومنان جز ابو بكر را نمى خواهند » .