مى گويد ، از گفتارش پيروى كن . و براى اين كار پيش تو آمدهام . عمار به او گفت : آيا صاحب آن پرچم سياهى را كه در مقابل و براى رويارويى من ايستاده است مى شناسى آن پرچم عمرو عاص است كه من همراه پيامبر ( ص ) سه بار با آن مقابله كرده و جنگيدهام و اين بار چهارم است و نه تنها اين بار بهتر از بارهاى گذشته نيست ، كه اين از همه آنها بدتر و تبهكارانهتر است . آيا خودت در جنگهاى بدر و احد و حنين شركت داشتهاى يا پدرت شركت داشته است كه به تو خبر داده باشد گفت : نه .
عمار گفت : مواضع ما و پرچمهاى ما همان مواضع پرچمهاى رسول خداوند در جنگهاى بدر و احد و حنين است و مواضع پرچمهاى اين گروه همان مواضع پرچمهاى مشركان احزاب است . آيا اين لشكر و كسانى را كه در آن هستند مى بينى به خدا سوگند دوست مى دارم كه همه آنان و كسانى كه با معاويه براى جنگ با ما آمدهاند و از آنچه ما بر آن معتقديم از ما جدا شدهاند پيكرى واحد مى بودند و من آن را سر مى بريدم و پاره پاره مى كردم . به خدا سوگند خون همه آنان از ريختن خون گنجشگى حلال تر است . آيا تو ريختن خون گنجشگى را حرام مى دانى گفت : نه ، بلكه حلال است . عمار گفت : خون آنان هم همان گونه حلال است . آيا موضوع را براى تو روشن ساختم گفت : آرى ، عمار گفت : اينك هر كدام را دوست مى دارى انتخاب كن .
آن مرد بازگشت عمار بن ياسر او را باز خواند و گفت : همانا ايشان به زودى ممكن است با شمشيرهاى خود چنان بر شما ضربه زنند كه باطل گرايان شما به شك و ترديد افتند و بگويند اگر بر حق نمى بودند بر ما پيروز نمى شدند . به خدا سوگند آنان به اندازهء خاشاكى كه چشم مگسى را آلوده سازد بر حق نيستند و به خدا سوگند اگر ما را با شمشيرهاى خود چنان ضربه بزنند كه تا نخلستانهاى هجر عقب برانند هر آينه مى دانيم همه ما بر حقيم و آنان بر باطلند .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٣٦