و تعالى ارواح اطفال را به دو باز رسانيد . چون گاهى چند برآمد آن جانها گفتند ما بعلييّن بوديم و با ارواح اطفال ديگران بوديم ، و دوستى گرفته و ما را در شكم مرغان سبز جاى كرده بودند و به زير عرش بار خداى مىپرريديم « 1 » و روزى از بهشت بدان مرغان و بما مىرسيد . ادريس عليه السلام دعا كرد و از حق تعالى
] b 41 [
بخواست كه آن ارواح اطفال را بوى سپارد تا تعاهد مىكند .
پس بوى سپرد و تعاهد مىكرد ، حق تعالى گفت يا ادريس تو آن اطفال را تعاهد كردى پنداشتى ما آن ضايع كرديم ، نكرديم ، و اينجا آرزوى تو بداديم و با ايشان قرار داديم . آنگاه ادريس گفت بار خدايا اين ارواح اطفال خو كردهاند بنعمتهاى بهشت ، و راحت آن آرزو مىخواهند « 2 » . حق تعالى درختى را فرمود از بهشت تا شاخى از شاخها سوى ايشان كند « 3 » با ميوههاى الوان تا بارواح ايشان مىرسيد « 4 » .
و آنكه خبر داده است حق تعالى :
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ
« 5 » ، آن ادريس است و ديگر اهل بهشت تا بدانى قصهء ادريس و بردن وى به آسمان . قوله تعالى :
وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا
« 6 » .
و پس از ادريس پيغامبران بودند و ليكن هيچكس صاحب شريعت نبود و رسول نه ، تا آنگاه كه ملك تعالى نوح را عليه السلام بفرستاد ، و فرستادن نوح از پس ادريس چهارصد و هفتاد سال بود ، و نوح از فرزندان هابيل بود .
هامش
( 1 ) - مىپريديم
( 2 ) - مىكنند
( 3 ) - كرد
( 4 ) - مىرسيد و تنعم ميكنند تا روز قيامت و ادريس عليه السلام ايشان را تعاهد مىكند
( 5 ) - الزمر 68
( 6 ) - مريم 57