داده است تا او را سجده كنى و خدمت كنى ، چرا بدين ننازى و بقرب مولى چرا افتخار نكنى ، و بهدايات و معرفت مباهات نكنى كه ايشان را نازش رسيد بقربت فرعون لعين ؟ ترا كه مؤمنى نازش اوليتر بقربت ربّ العالمين و هدايت اسلام و دين ، و آن فخرى بود مجازى و اين حقيقتى « 1 » . و بر طريق اشارت گفتهاند كه چون جادوان سوگند خوردند كه بعزة فرعون ،
إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ
« 2 » ، قال اللّه تعالى بعزّتى و جلالى انّكم لمهتدون « 3 » . ايشان سوگند ياد گردند كه موسى را غلبه كنيم ملك تعالى گفت كه نه چنان است كه شما مىانديشيد كه شما را ره راست خواهم داد و بخودتان راه خواهم نمودن .
چنين آمده است باخبار كه چون جبريل عليه السّلام مر رسول ما را صلّى اللّه عليه و سلّم اين خبر بداد شاد شد ، براى آن را كه درين فايده آنست كه مؤمن بايد كه بگناه خويش نوميد نگردد كه هرچند بسيار بود بيش از آن جادوان فرعون نبود كه كافر بودند و جادو و همه جنب بودند . دگر « 4 » لعينى را چون فرعون خداى گفته بودند ، و بعزة او سوگند ياد كرده بودند ، و اين بوقت برآمدن آفتاب بود ، هنوز زوال راست نيستاد كه ايشان را خلعت ايمان و معرفت رسانيده بودند و نامشان در ديوان شهدا و صحبت و رفاقت انبياء و اولياء
] b 28 [
ثبت كرده بودند ، و روح ايشان را با على عليّين رسانيده . ملك تعالى بدان فعل زشت ايشان ننگرست بلكه بكرم و رحمت خود همرا « 5 » ايمان داد و ستر عفو و مغفرت بريشان پوشيد ، و از جوا [ ن ] مردان بهشت گردانيد .
اى مؤمن هرچند گناه بسيار دارى نوميد مشو كه جنايت تو بيش از آن
هامش
( 1 ) - و اين فخريست حقيقى
( 2 ) - الشعراء 44
( 3 ) - اين آيتى از قرآن مجيد نيست
( 4 ) - ديگر
( 5 ) - همه را