تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
سحرهء فرعون نيست . ايشان را بگفتار مجرّد مفرد بىطاعت بپذيرفت « 1 » و آخر ترا بگفتارى يا كردن طاعت و بسيارى ذكر و اعتقادى بتحقيق هم بپذيرد « 1 » و نجات و خلاص يا بى از دوزخ . پس جادوان بيرون آمدند و جايگاه گرم كه ريگ بود طلب كردند و آنجا شدند . و بيستادند . و آن همه خلق از لشكر و غير آن بنظاره ايستاده ، و موسى با هارون عليهما السّلم جامهاى خلق پوشيده و عصاها بدست گرفته و با ايشان هيچ زينت و تجمّل نه . چون فراز آمدند و آن عصاها و رسنها بديدند ، متحرك و جنبان شده ، متحيّر شدند كه چه شايد بودن . جادوان چون او را بديدند گفتند ما ترا امروز غلبه كنيم . موسى گفت نتوانيد ، ليكن مكنيد ، و فرمان حق نگاه داريد ، و ازين كار زشت و آزار خداى و رسول بازگرديد ، و برو دروغ مبنديد . چنان كه گفت :
لا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً
« 2 » . ايشان گفتند ترا امروز روى سخن نيست ، ليكن بگو كه تو افكنى يا ما افكنيم . موسى گفت بل
أَنْتُمْ مُلْقُونَ . فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ
] a 38 [
وَ عِصِيَّهُمْ
« 3 » . ايشان بيفكندند عصاها و رسنها ،
يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى
« 4 » . چنان نمود از جادوى ايشان كه رودى زيرا كه گرماى آفتاب و ريگ گرم شده بدان رسنها رسيد كه سيماب اندوده بودند و در ميان عصاها پر كرده بجنبش آمدند ، و خلق پنداشتند كه مىرود ، و كس ندانست كه در ميان سيمابست . چون موسى آن بديد بترسيد . قوله تعالى :
فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى
« 5 » . سؤال - موسى رسول خدا بود روا باشد مر رسول را كه از جادوى بترسد ؟
هامش
( 1 ) - بضم اول يعنى بضم ب ( 2 ) - طه 61 ( 3 ) - الشعراء 43 - 44 ( قال لهم موسى القوا ما انتم ملقون ) ( 4 ) - طه 66 ( 5 ) - طه 67
قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 183 | ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري