نامهء 18 از نامههاى آنحضرت است بعبد اللّه ابن عباس هنگامى كه از جانب آن بزرگوار حاكم بصره بود
و او پسر عموى امام على ( ع ) بود كه بيشتر علماى رجال ، او را نيكوكار و از اصحاب رسول خدا دانستهاند و امام اين نامه را به او نوشت تا بقبيلهء بنى تميم مودّت ورزد . شرح بيشتر در اينمورد از نهج البلاغه بخوانيد .
1 باش آگاهاى ابا العبّاس و روى من نگر * بصره باشد مهبط ابليس دون و فتنهگر
مغرس هر فتنه است و جايگاه هر فساد * ( سلب گشته خلق را از هم ، يقين و اعتماد )
فتنه پردازش فراوان ، شورش اندازش زياد * روى بدخوئى خود ، بر آن نبخشا ازدياد
( در پى افعال زشت و كارهاى ناپسند * در دل ايشان بجا مانده است خوفى و گزند )
عقدهء اين خوف را از قلب ايشان برگشا * بهرشان فهمان كه معفوّ است كلّ ما مضى
همچنان با نيكى خود حفظ گردان اتحّاد * خلق را از هر جهت خشنود و خرّمدار و شاد
يا ابا العبّاس : خبر درشتى و بدخوئى تو با قبيله بنى تميم به من و اصل گشت و مرا متأسّف ساخت .
2 بودم از بد خوئيت ، با آن قبيله با خبر * اين درشتى از تو ناشايسته آمد در نظر
كوكبى پنهان نشد از آن بزرگان در شبى * جز كه جاى آن نشانيدند ديگر كوكبى
( آسمان فضلشان خالى نباشد از نجوم * در دل ايشان ز دشمن نيست خوفى از هجوم )
( گر بزرگى كشته شد در بين ايشان در نبرد * مىنشيند جاى او همتاى ديگر ، راد مرد )
( انّهم لم يسبقوا ) در جاهليّت در امم * از لحاظ كينه جوئى و غرور و اخذ دم
( با چنين مردم در اين حالت درشتى نارواست * اين درشتى ، يا ابا العبّاس بر تو ناسزاست )