نامهء 19 از نامههاى آن حضرت است ببعضى از حاكمان كه از جانب آن بزرگوار فرمانروا بودند
( دربارهء مماشات ، با رعيّتهائى كه مشرك بودند و از حاكم خود شكايت داشتند .
1 در پى حمد و ثناى صادقانه بر خدا * صد درود و صد تحيّت بر رسول مصطفى ( ص )
از دهاقين « 1 » بلادت بس شكايت دست ماست * ( از تو بر اين قشر كوشا ، رنجهاى نارواست )
( اهل شهرى كه ترا كردم در آنجا حكمران * گاه و ناگه شكوهها دارند بر ما در نهان )
شكوهها دارند بر ما از جفا و احتقار * از درشتى و قساوت ، و آنچه دور از انتظار
ساعتى انديشه كردم در خور اين شاكيان * تا كه ديدم در عقيده ، مشركند آن خاكيان « 2 »
( در قبول حقّ ، داراى اراده نيستند * زين جهت مشمول تجيب « 3 » زياده نيستند )
همچنان در مورد ايشان ، تباين نارواست * چونكه با آن قوم ، عقد عهد و پيمان بين ماست )
( گر چه آتش ميپرستند و بشرك آلودهاند * ليك در قانون جزيه ، در تعهّد بودهاند )
پس با اين قوم مشرك و پايبند پيمان ، عطوفت و مهربانى آميخته با تشدّد و سختى را شعار خود قرار ده
2 بر سر اين قوم ، جلبابى « 4 » بيفكن از دو رنگ * نيمى از مهر و عطوفت ، نيمى از سمّ و شرنگ
بين ايشان شعله زن گهگاه نار قهر را * گاهگاهى هم فروزان كن چراغ مهر را
درهم آور صحنهاى از قرب و دورى در ميان * تا بيفتد اعتدال خشم و رأفت بر ميان
پس ترا در حكمرانى اين سليقه بهتر است * ( در مدارا نيز ، اين راه و طريقه بهتر است )
هامش
( 1 ) دهاقين كشاورزان و دهقانها
( 2 ) خاكيان آدميان
( 3 ) تجيب دوست داشتن
( 4 ) جلباب روسرى