نامهء 16 امام عليه السّلام هنگام جنگ ( در باره زد و خورد با دشمن ) بياران خود چنين ميفرمايد .
1 آن فرارى كه پى آن قيد باشد بازگرد * بر شما هرگز نيايد سخت و سنگين در نبرد
( اى بسا كه در فرار است ، آرمان يك ستيز * كاندران رجحان و پيروزى نباشد بىگريز )
( گر عدو دنبال ميگيرد شما را در فرار * پس شما او را بيندازيد از پى در حصار )
و آن شكستى كه پى آن حمله باشد بر عدو * ننگ و خفّت نيست بلكه عزّت است و آبرو
2 با فرود آوردن تيغ شرر زا بر عدو * حقّ آن را مرحمت داريد ، با وجه نكو
با شجاعت قامت و پهلويشانرا با زمين * ( آشنا سازيد ، با اعلاى نام پاك دين )
طىّ پرتاب سنان و نيزه ، اندر كارزار * ( زهر چشم از دشمن بدخواه گيريد آشكار )
صوتها را در گلو محبوس داريد آنزمان * خويش را با خويشتن ملموس داريد آنزمان )
( دور داريد از وجود خويش ترس و اضطراب * باز گيريد از حريف خويش زورو صبر و تاب )
ترس را از جان و تن بيرون نمايد اين روشن * جان خود را با شجاعت داد بايد پرورش )
سوگند به خداوند ، كه كور دلان ، از ترس جان ، اظهار اسلام نمودهاند .
پس قسم بر آن خدائى كه به انسان خالق است * دانه را در زير خاك و سنگريزه فالق است
( اين دو رويان ، ابن بو سفيان و عمرو و ديگران ) * باطنا ايمان نياوردند ، امّا در بيان
خويش را چون مسلمين دادند جلوه در نظر * كفرشان را ليك كردند از دنائت مستتر
آن زمان كه بهر آن انصار و اعوان يافتند * ( آنچنان دانى كه بر آلام درمان يافتند )
( ناهيا ) آنوقت ، ايشان بذر خسّت كاشتند * پرچم كفرو لجاجت ، بر سماء افراشتند
پايان نامهء 16