2 نار دعوا را اگر كردند ايشان شعلهور * ( لازم آيد بر شما آنگاه دفع آن شرر )
گر به ايشان از خداوند انهزامى روى داد * يا فرار از آن ، فراهم گشت در اين امتداد
آن زمان از قتل و تعقيب گريزان ، بر حذر * هكذا از حمله سوى ناتوانان ، بر حذر
( همچو از ايذاء مجروحان ، ببايد اجتناب * از همه اقدام ناشايست ، بايد اجتناب )
آن زمان از باب استخاف در اين رهگذر * بايد از تهييج زنهاى اجانب بر حذر
عفو بايد ، گر چه دشنام و تحاشى سر دهند * يا شما را جمله ، بر باد حقارت بسپرند
گر چه بدگوئى كنند و بر بزرگان ناسزا * يا شما را گفته باشند آنچه بوده ناروا
چون كه ايشاناند ، از جان و تعقّل ناتوان * ( ناتوانان را نگه دارد توانا در امان )
ما مأمور بوديم از آنها دست بر داريم با اينكه مشركه بودند .
3 عهد آن سالار دين ، نور حقيقت مصطفى ( ص ) * دست بردارى از ايشان بود امرى بر ملا
ما همه مأمور بوديم ، عهد آن يار عزيز * تا از ايشان دست برداريم دور از هر ستيز
حال آنكه شرك را بر خود گزيدند آرمان * ( ليك هستند از ره اسلام خواهى ، در امان )
گر زنى را مرد ميزد در جهالت ، با چماق * سرزنش ميگشت نسل او بجرم افتراق
( ناهيا ) اسلام ما گوى مزيّت برده است * مشركان را نيز گاهى در پناه آورده است
پايان نامهء 14