در ره دين مقدّس ، با بيان و با زبان * ( بهر مرضات الهى ، آن خداى مهربان )
با هم تواصل داشته باشيد و از تدابر « 1 » و جدائى اجتناب نمائيد .
4 بينتان ايناس و بذل و مهرورزى بس نكوست * بر شما بادا كه با هم مهر ورزيد همچو دوست
از جدائى دور باشيد و بألفت پايبند * ( تا زنيد آنگاه بر روى سعادت نوشخند )
مىنشايد ترك گفتن امر بالمعروف را * از صفا خالى نسازيد اين نكو موصوف را
نهى عن المنكر شما را تكيه گاهى محكم است * كارها با ترك اين امر خدائى ، مبهم است
گر نباشند اين دو واجب شيوهء ابراركم * زود خواهد شد مسلّم ، سلطهء اشراركم
در پى آن از خدا خواهيد دفع ضرّ و شرّ * ليك آخر مىشود ، سعى نهائى ، بىثمر
( در قبال ترك آن امر نكوى كردگار * با بلايا همقدم باشيد ، طىّ روزگار )
( تا شما را نيست بر حبل انابه ، اعتصام * در حيات خويش مىمانيد خوار و نابكام )
حضرت ، سپس چنين فرمود ، اى پسران عبد المطلب ، قتل مرا بهانهء خونريزى قرار ندهيد
5 در پى آن گفت با قلبى حزين و ملتهب * نكتهاى معطوف بر اولاد عبد المطلب
با شمايم ايّها الاولاد عبد المطلّب * آن نباشد كز شما باشم پس از خود مضطرب
بهر خونريزى نبايستى بهانه خون من * ( دست خواهد زد بنقشى جاودانه خون من )
لا تقولوا ، كشته شد مولى امير المؤمنين * لا تقولو ، كشته شد مولى امير المؤمنى
پس بدانيد و بفهمانيد راز قتل من * ( تا كه عالم داند اسرار دراز قتل من )
كس نباشد عامل قتلم به غير از قاتلم * در عوض هرگز نبايد كشت الّا عاملم
6 بنگريد هر گه فتادم با همين ضرب از توان * پس حوالت لازم آيد بر سر او همچو آن
هامش
( 1 ) بهم پشت كردن