تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

نامهء 44 از نامه‌هاى آن حضرت به زياد ابن ابيه :

آنگه كه به آن بزرگوار خبر رسيد كه معاويه نامه‌اى به او نوشته ميخواهد او را بنيرنگ و فريب ملحق به خود سازد . حضرت ضمن اين نامه ، او را از معاويّه بر حذر ميدارد .
1 در خور تو ، گشتم آگاه از مهمّى يا زياد * دل مكن با يك نوشتار ضلالت بار ، شاد ( نامهء ابن ابو سفيان نيايد دلنشين ) * چونكه او بر صيد جانت آرميده بر كمين بر تو كوشد تا بيندازد ز راه مستقيم * بر توان و تندى تو رخنه سازد مستديم بر حذر باش و بترس از حيله‌هايش اى زياد * ( دل مباز او را ، مكن بر وعده‌هايش اعتماد ) او ترا در قالب شيطان تجسّم يافته * ( بهر اغواى تو از شيطان تعلّم يافته ) ( مثل آن شيطان كه پنهانى نشسته در كمين ) * از قفا و پيش رو و از يسار و از يمين تا كه در هنگام غفلت وارد آيد ناگهان * فطنت و هشيارى كس را ربايد ناگهان
در زمان عمر ابن خطاب ، سخن نسنجيده‌اى كه وسوسه‌اى از وساوس شيطان بود دربارهء زياد ابن ابيه از بو سفيان شنيده شد كه گفت اين ، نتيجه و انعكاس عملى است كه با والدهء او داشتم .
2 از زبان شخص بوسفيان شنيدند اين بيان * ( گفت بر عمر و ابن عاص از روى خفّت بالعيان ) ( حاصل حظّ من از مرجانه باشد ابن زياد * نطفهء ايجادى او يافت از من انسداد ) اين سخن القاء شيطان ، بر زبانش بود و گفت * ( در زمان ابن خطّاب ، اين سخن از وى نهفت ) با چنين گفتار زشت ، او بر كنار است از نسب * خارج است از ارث آباء و برون است از حسب ( آن چنان كه در ميان بعضى اعراب آنزمان * اين چنين ارثيّه‌ها معمول بوده بين‌شان )
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 154 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى