تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
اى مردم مصر : بر شما سردارى را حاكم قرار دادم كه بر بدكاران از شعلهء آتش سوزنده‌تر است و از لبهء شمشير برنّده‌تر .
2 ليك بعد از اينهمه انديشه‌هاى سودمند * در قبال سرنوشت زشت عثمان ، وعظ و پند بر شما عبدى گزيدم از عباد كردگار * لا ينام روز وحشت ( لا يخاف ليل تار ) او نميترسد زدشمن در تلاقى ، روز بيم * بر نميگردد ز ميدان ، در هجوم مستقيم اى بسا سوزنده‌تر باشد بفجّار از حريق * بر هلاكت مىرساند بىمحابا زين طريق آن سلحشور و دلاور مالك ابن حارث است * بر سلحشوران پيشين ، جانشين و وارث است ( سرورى از تازيان مدحج « 1 » است اندر يمن * از نخع « 2 » پيوست بر جند امام ( ع ) مؤتمن )
اى اهل مصر : سخنان مالك را بشنويد و امر و فرمانش را پيروى نمائيد .
3 قول مالك را به خوبى بشنويد اى اهل مصر * امر او را بىريا فرمان بريد اى اهل مصر بر شما آن چه مطابق با حقيقت بود و گفت * گام‌تان را پيش برداريد آنگه در شنفت چونكه او شمشير تيز است از سيوف كردگار * كندى آن را نمىبينند اهل روزگار ( آنچنان شمشير تيزى كه نيفتد از اثر * نيم ضربش ميگذارد بر زمين از خصم سر ) گر شما را جانب دشمن بخواند وقت جنگ * لازم است اقدام فورى در اطاعت بيدرنگ ور شما را با صلاحى نهى دارد از ستيز * واجب آيد در نيام خود بماند تيغ تيز چون كه وى در كارهايش تابع امر من است * ( زين جهت مقبول عقل و كار ساز و متقن است ) او نمىافتد جلو در كار خويش و كار من * ( بلكه باشد كارهايش ، سايهء افكار من ) بر نميگردد ز جنگ و رو نگرداند از آن * ( تابع امر من است آن نيمكرد مهربان ) تا كه او را امر دستورى ندارم در امور * ( طرح اقدامى نخواهد داشت از خود بر امور )
هامش
( 1 ) مذحج نام قبيله ( 2 ) نخع نام طايفهء از قبيله مذحج است
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 140 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى