تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

نامهء 39 از نامه‌هاى آن حضرت است به عمرو ابن عاص ( كه او را در رابطه با گمراهى و پيروى از معاويه سرزنش ميفرمايد ) .

1 در قبال تهنيت بر نسل‌هاى رستگار * باش اى عمرو ابن عاص ، از اين نگارش بهره‌دار دين خود را تابع دنياى مردى ساختى * اينكه بر ابن ابو سفيان بكلّى باختى او كسى باشد كه شد گمراهى او آشكار * ( ليك هر چيز ترا در بست دارد اختيار ) ( از صداقت دور و مهجور است و همچون از شرف ) * پردهء خود را دريده ، پرت گشته از هدف ( بىثبات است و ندارد باكى از اعمال زشت * بيفروغ است و نبيند چيست او را سرنوشت ) عهد عثمان ، هر بدى را آشكارا مينمود * ليك ، در عهد عمر از آن تبرّا مينمود ) آن زمانيكه بر رعيّت داشت قصد رهبرى * مينمود اين زشتكارى را بوجه كمترى ) يا ابن عاص ، آن مرد را كردى براى خود امير * كز لحاظ نادرستى شهره دارد بىنظير ) او كريمانرا نمايد در مجالس عيب دار * نيز ، دانا را ، ز نادنى ، نمايد شرمسار ) با جهالت خرده ميگرد ز مرد با خرد * همچنان فرزانه را تحت مسائل مىبرد ( پاك را ناپاك پندارد به زعم زشت خويش * مىزند از روى استهزاء بدانشمند نيش ) ( در خصوص او چنين آورده ابن الحديد * بر بنى هاشم ، بشدّت ناسزا گفت آن پليد ) دارى از اين مرد دون چشم حمايت يا ابن عاص * ( كاو ترا سازنده باشد در هدايت يا ابن عاص ) بذل او را خواستى چون كلب و ثعلب از اسد * تا كه از افزونى خود سوى آنها افكند از طمع دارند بر چنگال‌هاى او نگاه * تا مگر اين عاجزان را نيز گيرد در پناه پس نصيب دنيوى و اخروى را باختى * خويش را در چنگل كيفر معذّب ساختى ( گر بحبل اللّه رحمان مينمودى اعتصام * ميشدى در هر دو عالم ، شادمان و شادكام )
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 142 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى