رحمت ايزد بجان پاك او باد هر زمان * در حياتش او زما خرسند بود و ما از آن
زندگانى را بنيكوئى باستكمال « 1 » برد * ( آنچنان كه مرد ميدان بود ، بر جنجال برد )
ما از او خشنود و خرسنديم و ايزد نيز هم * ( ما كه او را با وفا ديديم و ايزد نيز هم
رحمت معبور يكتا بر مزار او بود * ( ذكر تسبيح و دعاى ما ، نثار او بود
از خدا بر آن وجود ، اجر دو چندان خواستيم * ( بر پيمبر مقتداى خويش ، مهمان خواستيم )
يا محمّد ابن ابى بكر ، اكنون كه مالك كشته شد ، در شهر نمان و خود و سپاه خويش را به سمت دشمن بر گردان .
3 پس كنونكه كشته شد مالك بزهر انگبين * در ديار مصر ، با تزوير اهل حقد و كين
( يا محمّد خيز و در شهر و ديار خود نمان ) * خويشتن را آشكار آور به چشم دشمنان
( ابتكار خويش را در كار گير و دل مباز ) * بىمحابا ظاهر آى و بر سر دشمن بتاز
( جنگ را جدّى بگير و احتياط خويش را * بر صف دشمن نمايان كن نشاط خويش را )
آن كسى كه با تو ميجنگد ز جنگش سر متاب * بلكه سوى او قدم بردار تند و با شتاب
( در چنين حالت ز كندى دور باش و از درنگ * تا عدو آن سان نپندارد كه دارى خوف جنگ )
جمله را دعوت نما اوّل ، به راه كردگار * تا نماند حجّت ايشان براى كارزار
( ضمن آن ، جنگ ترا دانند امر ايزدى * نى كه پندارند بر كشور گشائى آمدى )
يا ابن ابى بكر ، در گرفتاريها از خداى تعالى استمداد نما ، تا از بلايا نگاهت دارد . و بر او استغاثه كن ، تا از حصار غم و اندوه رهايت سازد .
از خدا يارى طلب كن ، شامگاه و بامداد * تا مصون مانى ز غمها با كمال اعتماد
در خم و پيچ شدائد ، ياريت خواهد نمود * ( سهل خواهد كرد سختى را برايت هر چه بود )
هامش
( 1 ) استكمال كامل نمودن