نسخ در اصطلاح ، نزديك به تعريف ( ياد شده ) خليل بن احمد است . تعريفهاى اصطلاحى به عمل آمده ، در لفظ ، مختلف ولى در مفهوم نزديك و همانند يكديگر است : « رفع الحكم الشرعىّ بدليل شرعى » . در اين تعريف مراد از « رفع » پايان دادن ارتباط به اعمال مكلفان ، « حكم شرعى » خطاب خداوند در خصوص افعال مكلفان و « دليل شرعى » وحى مطلق الهى است « 1 » ؛ « نسخ » پايان دادن حكم شرعى به وسيله حكم شرعى پس از آن و « ناسخ » خطابى است كه بر پايان يافتن حكم ثابت با خطاب مقدم ، دلالت دارد و « منسوخ » همان حكم پايان يافته با خطاب متأخر پس از ثبوت آن با خطاب مقدم است « 2 » ؛ نسخ برداشتن امرى ثابت در شريعت مقدس با پايان يافتن زمان و مهلت آن « 3 » ؛ از ميان برداشتن قانون و حكم پيشين كه بر حسب ظاهر اقتضاى دوام داشته است به وسيله حكم بعدى ، به گونهاى كه اجتماع آن دو به دليلى شرعى و يا خاص ممكن نباشد « 4 » .
نزديك به نسخ « تخصيص » است . اين نزديكى و همانندى به آن انجاميده است كه برخى ( به ويژه پيشينيان ) بر شمار آيات منسوخ بيافزايند و برخى ( به خصوص معاصران ) با ادغام موارد نسخ در تخصيص از شمار منسوخات بكاهند يا وقوع نسخ را انكار كنند . « 5 »
« تخصيص » محدود و منحصر ساختن عام به بعضى از افراد آن است . در همانندى آن دو مىتوان گفت : « نسخ ، تخصيص حكم به بعضى از زمانها و « تخصيص » نسخ و برداشته شدن از بعضى افراد است . اما تفاوتهايى ميان آن دو وجود دارد كه آنها را از يكديگر جدا مىكند « 6 » .
انواع نسخ و بررسى آيات ناسخ و منسوخ ، مهمترين مباحث اين علم است .
پيوند نسخ با فقه و شناخت احكام ، به حساسيت و بحثانگيز شدن آن انجاميده است .
وقوع آن در قرآن ، دستآويز شبههانگيزان گرديده است « 7 » .
هامش
( 1 ) . زرقانى ، 2 / 176 ؛ صالح ، 261 .
( 2 ) . جرمى ، 291 .
( 3 ) . خوئى ، 296 .
( 4 ) . معرفت ، التمهيد ، 2 / 277 ؛ همو ، علوم قرآنى ، 184 .
( 5 ) . به منظور اطلاع بيشتر پيرامون منكران نسخ و شبهات آنها ر ك : زرقانى ، 2 / 197 - 209 .
( 6 ) . زرقانى ، 2 / 184 - 186 ؛ و نك معرفت ، التمهيد ، 2 / 281 - 282 .
( 7 ) . زرقانى ، 2 / 197 - 209 ؛ معرفت ، علوم قرآنى ، 201 - 202 .