خطبهء 218 ( در ستايش پروردگار و درخواست عفو و بخشش )
( شير يزدان ، بندهء ايزد ، علىّ المرتضى * اين چنين بر ما نگارش كرد ، قانون با دعا )
( 1 ) بارالها ، بر احبّا ، از احبّا ارحمى * مهربانتر باشى و مشتاق ، زيرا ارجمى
در توكّل ، آن كه دارد بر تو ميل و باورى * بهر اصلاحش ز صد يار گرامى برترى
بر نهانيهاى ايشان شاهدى و ناظرى * بر دل و انديشهها داناترى و حاضرى
همچو ميدانى عيار و قدرت ابصارشان * در ميان تارهاى مغز و دل ، اسرارشان
قلبشان ملهوف سويت شامگاه و بامداد * چشمشان معطوف رويت در هدايت در رشاد
( خداوندا ، بندگانت از دريچه اميد و عفو بدرگاه تو مىنگرند )
( 2 ) درد تنهائى چو بر ايشان بتازد ناگهان * وردشان ذكر تو خواهد بود روى ائتمان
گر بايشان چيره گردد كثرت غم يا الم * نيست ايشانرا بجز دامان پاكت معتصم « 1 »
دست تو باشد زمام و اختيار هر امور * رجعت آنها ترا باشد ز اقرب يا كه دور
اختيارات و زمام كار ايشان دست تست * مصدر آنها ترا منسوب باشد از نخست
( 3 ) گر نمىدانم چه خواهم فضل و احسان از درت * يا نمىدانم چه جويم بذل وافى از برت
رهنمائى كن مرا من باب احسان و كرم * و آن چه اصلاحم در آن بينى بيفشان بر سرم
باز گردان اين دلم را سوى خير و راستى * بازدار از شرّ عجب و اضطرار و كاستى
اين هدايت از تو بر من هيچ نامقدور نيست * غير از ارشاد و كفايت بر منت منظور نيست
هامش
( 1 ) آنجا كه مىتوان چنگ زد