طاعت طاعت بران او را نخواهد داشت سود * ( بلكه اين سود و زيان بر بندگان است هر چه بود )
دامنش را از گناه و جرم و عصيان عباد * مىنيارستى نشستن دود و گردى يا رماد
رزق هر كس را به قدر او مقدّر كرده است * موجبات راحت او را مقرّر كرده است
( كلّ اشياء را بحكمت جاى خود بگذاشته * روى تدبير و تسلّط زير فرمان داشته )
بر انام ، اسباب آسايش فراهم داشته * سهم هر كس را به حكم خود مسلّم داشته
( آن يكى را مال و مكنت داد و ثروته بيكران * و اين يكى را روزى مقدور ، چندى قرص نان )
فضيلت و موقعيّت اهل تقوى را از زبان مبارك على عليه السّلام بشنويم
( 3 ) ( وصف ايمان و يقين را از على بايد شنيد * شأن و مدح متّقين را از على بايد شنيد )
چونكه ايشان اهل فضلند و كرامت در جهان * ( قدرشانرا محترم دانند اهل آسمان )
راستى در منطق و گفتار ايشان روشن است * ( آيهء ايثار در كردار ايشان روشن است )
( نور مرضات خدا در روى آنها آشكار * خلقى از ايشان ندارد جز نكوئى انتظار )
ملبس ايشان بود در زندگانى اقتصاد * ( همچنان در دورى از افراط و تفريط اعتقاد )
مشى ايشان از تواضع خورده آب خوشگوار * ( مىپسندد شيوهء رفتارشانرا كردگار )
آيهء لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ از تواضع يكمثال * إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ آرمانى ايدهآل « 1 »
غضّوا ابصارهم عمّا حرّم اللّه عليهم . . . اجتناب از حرام و استماع بعلم نافع ، از خصال متّقين است
( 4 ) ميكنند از آنچه ايزد منع فرمود ، اجتناب * ( در خلاف دين ندارند هيچ پاى ارتكاب )
مىسپارند از ورع ، بر علم نافع گوش دل * ( از خصال عاليه ، سازند بر دل منتقل )
( حرف بيهوده نمىآرند بىجا بر شفاه « 2 » * خشم ايزد را نجنبانند بر خود با گناه )
هامش
( 1 ) سورهء اسراء آيهء 39
( 2 ) جمع شفه يعنى لب