كيف حالت آنزمان كه طوقهاى آتشند * گرم و سرخند و ترا با آن بدوزخ مىكشند
غلّ و زنجير فرو رفته به پا و بازوان * بازوان را مىخورد همراه مغز استخوان
( 18 ) پس بترسيد و بترسيد از خداى منتقم * ( قبل از اينكه لشكر او كرده باشد منهزم )
حال آنكه زندهايد و نافتاده دست مرگ * ( شاخسار زندگىتان سبزه دارد شاخ و برگ )
سالميد و تندرست از تنگى قبر ايمنان * ( جامهء آسايش و امن و فراخى در تنان )
( يا بتعبيرى دگر اكنون شما را فرصت است * گر برفت از دست ديگر اى دريغ و حسرت است )
گردن خود را رها سازيد قبلا از گرو * ورنه داس تيز آتش مىكند چون جو درو
چشمتان بينا كنيد و بر تجهّد اعتناء * بطن را لاغر نمائيد و ( به روزه اتّكاء )
انفقوا اموالكم ، استعملوا اقدامكم * اين دو كار خير خواهانه بود ( خير لكم )
مال خود را در ره ايزد ببخشند اهل جود * با امور خير و خوش پيوند دارند اهل جود
اين تن خاكى كه خواهد رفت روزى بر لحد * قبل از آن بر جان فدا سازيد آن را با خرد
جسم خود را محو روح خود كنيد و محو جان * در چنين مورد برازنده نباشد بخل آن
آيهء هفت محمّد ( ص ) امر دارد بر جهاد * ( زنده باد اينكلمهء حقّ رسول زنده ياد )
آيهء تنها يازده سورهء پنجاه و هفت * موردش قرض حسن در حكمت اين آيه رفت « 1 »
( 19 ) خواست يزدان از شما يارى نه روى اضطرار * بلكه از روى توان است و كمال اقتدار
چونكه او را باد هر جند زمين و آسمان * مالك اين ملك و اين قدرت نباشد ناتوان
وامخواهى كرد ، نى روى نياز و احتياج * گنجهاى او ندارد بابهاى ذو رتاج « 2 »
بلكه او از راه حكمت آزمايش مىكند * تا كدامين كس به او شكر و نيايش مىكند
( اعمال نيكو ، نشانگر مرضات خداى مهربان و بهشت جاويدان )
( 20 ) در عمل كوشيد ، اعمال نكو و دلپسند * تا كه در جنّت شما و مؤمنان ارجمند
هامش
( 1 ) سورهء حديد آيهء 11 ،مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً . . .( 2 ) صاحبان محكمى