( 7 ) پس ببايستى خدا را با بزرگى ياد كرد * چون كه در آيات ، خود را با بزرگى ياد كرد
حكمى از احكام و آئين و اصول ناب دين * از شما و ملّتى پنهان نكرده در زمين
ترك چيزى را نكرده از پسند و ناپسند * غير از اينكه بهر آن باشد دليل حق پسند
باز دارد تا از آن چيزى كه زشت و باطل است * وا نمايد سوى آنچه حق پسند و قابل است
( يا بدن معنى كه فرمان داده بهر هر پسند * منع فرموده ولى از هر فساد و ناپسند )
عزم و خشنودى او با خشم و نهيش هر زمان * بىتغيّر باشد و يكسان هميشه در زمان
حكم او تا روز محشر آن بود كه حال هست * اين مشيّت را بما امضاء نموده در الست
( 8 ) پس خدا راضى نباشد در امورى كه از آن * خشم كرده پيش از اين در ماجراى سالفان
هكذا خشمى نمىگرد به چيزى كه از آن * پيش از اين خشنود بوده بر مراد بندگان
( تا قيامت بر چنين دين احترام و حرمت است * گر كسى در آن زند دست تغيّر ، بدعت است )
« براى اينكه جامعه مسلمين موقعيّت خود را بشناسند و موفقيّت خود را در دين بدانند . چنين مىفرمايد »
لازم آيد كه قدم در راه دين بگذاشتن * طبق رفتار رجال قبل آئين داشتن
در طريق آشكارا سير كردن پر زدن * با زبان قوم پيشين بر تكلّم آمدن
( 9 ) ( آن خدائى كه شما را انس و الفت داده است ) * بر شما تحصيل روزى را ضمانت داده است
سورهء و الذّاريات از آن حكايت مىكند * آيهاى از آن به اين تضمينش اشارت مىكند « 1 »
مىكن تشويقتان بهر سپاس و امتنان * ( فاذكرونى ) آيهء محكم دليلى بهر آن
كرده واجب بر شما تا با زبان قوم خويش * بهر او شكر و ثنا گوئيد افزون هر چه بيش
بر شما پرهيز و تقوا را سفارش كرده است * كثرت و فرط رضايش را نگارش كرده است
بندگان را از معاصى مينمايد بر حذر * تا درخت معرفت باشد به آنها بارور
( آيهاى در سورهء نسوان مسمّى « 2 » بر نساء * روى تقوا بحث دارد گر نمائيد اعتناء ) « 3 »
هامش
( 1 ) آيهء 22 ،وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ . . .( 2 ) ناميده شده
( 3 )وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ . . .