تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
سورهء شش آيه‌هاى 27 و بيست و هشت * در چنين مورد بسى هشدار داد و در گذشت « 1 » مؤمنان را آيهء يكصد تمام مؤمنون * هوشيارى داده و گشته بسبقت رهنمون « 2 » ( 13 ) پس شما در اين جهان هستيد همچون رهگذر * نيستيد هرگز در اين دنيا مقيم و مستقر ( خانه‌هائى كه در آنها زندگانى مىكنيد * مرگ مىگويد شما را كه از آن دل مىكنيد ) ( 14 ) پس شما را بهر كوچ و توشه فرمان داده‌اند * ( بر چنين دير خراب آباد مهمان داده‌اند ) ( مر شما را جاى آخر در جهان جز قبر نيست ) * اين تن و اين جلد نازك را در آتش صبر نيست خويشتن را در مصائب آزمايش كرده‌ايد * ( از عذاب و درد دندانى پذيرش كرده‌ايد )
( آنجا كه عذاب خارى نمىتوان كشيد عذاب نارى كجا توان كشيد )
( 15 ) ناله بر پا مىكنيد از جاى خارى در بدن * پس تحمّل از كجا باشد به نار جلد كن يا از آن لرزش كه ميلرزد وجود آدمى * يا ز درد تب كه از آن مىگريزد عالمى پس چه حالى باشد آن را كه ميان آتش است * همنشين نار و شيطان مريد و سركش است سورهء تحريم و زخرف آيه شش - سى و شش * نار دوزخ را دهد با اهل دوزخ كشمكش ( 16 ) هست‌تان آيا خبر از وضع نار و خشم آن * آن زمانكه مالك آن خشم گيرد بىامان ؟ آن زمان ديگر تراكم مىكنند و سوز و جوش * همدگر را مىتكانند اين ور آن ور با خروش وانگهى كه مالك دوزخ به آتش بانگ زد * ناشكيبا در دل ميدان دوزخ مىجهد
ايّها اليفن الكبير الّذى قد لهزه القتير . . . اى پيريكه ناتوانى پيرى دامنگيرش شده چگونه خواهى بود آن زمان كه طوق آتشين بگردنت پيچيده .
( 17 ) اى كسى كه ضعف پيرى كرده او را منزوى * ( عمر او منهوب « 3 » و قدّش چون كمانه منحنى )
هامش
( 1 )وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ . . . .سورهء انعام ( 2 )لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ( 3 ) غارت شده