تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
( آن زمانكه مردان در خواب غفلت رفته‌اند * در خم بيغوله‌هاى جهل و نخوت خفته‌اند ) آنگهى كه غفلت ايشان را گرفته در كمند * روى عبرت موعظت گويند و پند سودمند تا بگيرند عبرت از تغيير وضع روزگار * از توان و ناتوانى از غنا و افتقار از صداع « 1 » و تندرستى ، از سرور و انزجار * از ضلال و رستگارى از وصال و انتظار و آنچه را كه ايزد سبحان و گيتى آفرين * بر ملا آماده كرده بر عصاة « 2 » و مؤمنين از بهشت و قصر و حورى و طيور كنده پر * از عذاب آتش و رنج و عقاب مستمر ( 4 ) حمد مىگويم مر او را حمد بيش و بيكران * زانكه استحماد « 3 » كرده بندگان را سوى آن از عدالت ، كلّ اشياء را مقدّر كرده است * هر يكى را وزن و اندازه ، مقرّر كرده است باز هر اندازه را مدّت معيّن ساخته * بهر هر مدّت نوشتارى مدوّن ساخته
فالقرآن آمر زاجر و صامت ناطق . . . قرآن امر كننده بمعروف و نهى كننده از منكر است و خاموشى كه در حقيقت ناطق است .
( 5 ) اين كتاب آسمانى بر معارف آمر است * پيشگير منكرات است و امور زشت و پست صامت « 4 » آمد چون كه در ظاهر نوشتاريست چند * ناطق است امّا ، چو در آن جا گرفته گنج پند حجّت پروردگار است و امانت در زمين * خلق در پيمان آنند و مر آن را در رهين ( 6 ) كرد نورش را تمام از به دو اطلاع ، بر جهان * راه خوشبختى و بدبختى ، بنور آن عيان دين خود را كرد كامل با وجود نور آن * ( يعنى اسلام از چنين نورى عيان شد بر جهان ) كرد با اكمال دين ، پيغمبرش را قبض روح * ( آن زمان كه خورد از ختم رسالت يكصبوح )
( حمد بىپايان ، خداوندى را كه سبّوح است و قدّوس )
هامش
( 1 ) دردسر ( 2 ) عاصىها ( 3 ) حمد خواستن ( 4 ) خاموش