گر چه آن جرمى كه كرده در خيالش اصغر است * كيفرش امّا ز جرم عيب داران اكبر است
( 4 ) مىكنم سوگند ايزد را كه ذات پاك او * خيلى بالاتر بود از اين مقال و گفتگو
گر نمىكرد او گناهى در عيان و اختفاء * مىكند او را گناه عيب جوئى اكتفاء
جرأت او طىّ بدگوئى گناه اعظم است * گر چه او از اين گناهان بىخيال و بىغم است
( 5 ) از گناه عيب جوئى دور باش و بر حذر * شايد او برگشته و امّا تو از وى بىخبر
همچنان ايمن مباش از خود ز جرم كوچكى * اى بسا در دوزخند از ارتكاب جرمكى
( 6 ) هر كه عيب كس بداند لازم آيد استتار * چونكه عيب خود همى داند عيان و آشكار
بايد او را شكر ايزد باز دارد از هوس * تا كه عيب ديگرانرا بر نيارد پيش كس
اجتناب از آن گنه كه مبتلاء شد ديگرى * بايدش شاكر نمايد از ره فرمانبرى
ايكه ميخوانى سرود ترك غيبت ، هر مساء * يادى از ( ناهى ) بفرما گر توانى مرحبا
اين دو بيت از حافظ شيرازى عليه الرحمة
عيب رندان مكن اى زاهد پاكيزه سرشت * كه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نيكم و گر بد تو برو خود را باش * هر كسى آن درود عاقبت كار كه كشت
پايان خطبهء 140